jellying

[ایالات متحده]/ˈdʒeli/
[بریتانیا]/ˈdʒeli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دسر ساخته شده با جوشاندن مواد ژلاتینی، مانند آب میوه، به یک قوام غلیظ؛ یک ماده نیمه جامد
vi. نیمه جامد شدن
vt. باعث نیمه جامد شدن شدن

عبارات و ترکیب‌ها

royal jelly

ژله سلطنتی

fruit jelly

ژله میوه

petroleum jelly

ژله نفتی

jelly fish

ماهی عروس دریایی

جملات نمونه

I like to spread jelly on my toast in the morning.

من دوست دارم صبح‌ها روی نان تست خود مربا بمالم.

She made a delicious jelly dessert for the party.

او یک دسر مربایی خوشمزه برای مهمانی درست کرد.

The children enjoyed eating peanut butter and jelly sandwiches.

کودکان از خوردن ساندویچ کره بادام زمینی و مربا لذت بردند.

I prefer grape jelly over strawberry jelly.

من ترجیح می دهم مربای انگور را به مربای توت فرنگی ترجیح دهم.

He added some jelly to the cake to make it more moist.

او کمی مربا به کیک اضافه کرد تا مرطوب تر شود.

The jellyfish glowed in the dark ocean waters.

ماهی‌جelly در آب‌های تاریک اقیانوس می‌درخشید.

We need to buy more jelly for the picnic.

ما باید برای پیک نیک مربا بیشتری بخریم.

She put a dollop of jelly on top of the ice cream.

او یک قاشق مربا روی بستنی گذاشت.

The jelly set quickly in the refrigerator.

مربا به سرعت در یخچال سفت شد.

He accidentally stepped on a jellyfish at the beach.

او به طور تصادفی روی یک ماهی‌jelly در ساحل پا گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید