jottings

[ایالات متحده]/ˈdʒɒtɪŋz/
[بریتانیا]/ˈdʒɑːtɪŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یادداشت‌های کوتاه یا سوابق؛ افکار یا مشاهدات تصادفی؛ یادداشت‌های متفرقه

عبارات و ترکیب‌ها

quick jottings

یادداشت‌های سریع

personal jottings

یادداشت‌های شخصی

random jottings

یادداشت‌های تصادفی

daily jottings

یادداشت‌های روزانه

brief jottings

یادداشت‌های کوتاه

private jottings

یادداشت‌های خصوصی

neat jottings

یادداشت‌های مرتب

thoughtful jottings

یادداشت‌های متفکرانه

important jottings

یادداشت‌های مهم

creative jottings

یادداشت‌های خلاقانه

جملات نمونه

she took jottings during the lecture.

او یادداشت‌هایی را در طول سخنرانی برداشت.

his jottings were scattered all over the desk.

یادداشت‌های او روی میز پخش شده بودند.

i found some jottings in my old notebook.

من چند یادداشت در دفترچه قدیمی‌ام پیدا کردم.

her jottings helped her remember important points.

یادداشت‌های او به او کمک کرد تا نکات مهم را به خاطر بسپارد.

he often makes jottings while waiting for the bus.

او اغلب در حالی که منتظر اتوبوس است، یادداشت می‌گیرد.

these jottings are the basis for my research paper.

این یادداشت‌ها مبنای تحقیق من است.

she organizes her jottings into a digital format.

او یادداشت‌های خود را به فرمت دیجیتال سازماندهی می‌کند.

his jottings were indecipherable to anyone else.

یادداشت‌های او برای دیگران غیرقابل خواندن بود.

after reviewing my jottings, i felt more prepared.

پس از بررسی یادداشت‌هایم، احساس آمادگی بیشتری کردم.

she keeps her jottings in a special notebook.

او یادداشت‌های خود را در یک دفترچه مخصوص نگه می‌دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید