junkies

[ایالات متحده]/ˈdʒʌŋkiːz/
[بریتانیا]/ˈdʒʌŋkiːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که به هروئین یا مواد مخدر اعتیاد دارند؛ فروشندگان مواد مخدر؛ مصرف کنندگان مواد مخدر

عبارات و ترکیب‌ها

music junkies

معتادان موسیقی

news junkies

معتادان اخبار

fitness junkies

معتادان تناسب اندام

shopping junkies

معتادان خرید

food junkies

معتادان غذا

travel junkies

معتادان سفر

tech junkies

معتادان فناوری

movie junkies

معتادان فیلم

adventure junkies

معتادان ماجراجویی

gadget junkies

معتادان گجت

جملات نمونه

many junkies struggle to overcome their addiction.

بسیاری از معتادان برای غلبه بر اعتیاد خود تلاش می‌کنند.

junkies often find it hard to maintain relationships.

معتادان اغلب حفظ روابط را دشوار می‌یابند.

the city has programs to help junkies recover.

شهر برنامه‌هایی برای کمک به بهبودی معتادان دارد.

some junkies resort to crime to feed their habits.

برخی از معتادان برای تامین هزینه‌های اعتیاد خود به جرم و جنایت روی می‌آورند.

support groups can be beneficial for junkies.

گروه‌های حمایتی می‌توانند برای معتادان مفید باشند.

junkies often face stigma in society.

معتادان اغلب با انگ اجتماعی روبرو هستند.

many junkies are in need of medical help.

بسیاری از معتادان به کمک‌های پزشکی نیاز دارند.

junkies may experience withdrawal symptoms when they stop using.

معتادان ممکن است هنگام ترک مصرف، علائم ترک را تجربه کنند.

understanding the struggles of junkies is important.

درک مشکلات معتادان مهم است.

education can help prevent young people from becoming junkies.

آموزش می‌تواند به جلوگیری از معتاد شدن جوانان کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید