justices

[ایالات متحده]/ˈdʒʌstɪsɪz/
[بریتانیا]/ˈdʒʌstɪsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت بودن عادلانه؛ درستی؛ انصاف؛ درستی اخلاقی؛ مجازات قانونی؛ تحریم قضایی؛ قضات به طور جمعی؛ قوه قضائیه

عبارات و ترکیب‌ها

supreme justices

قاضیان عالی‌رتبه

associate justices

قاضیان همکار

federal justices

قاضیان فدرال

state justices

قاضیان ایالتی

appointed justices

قاضیان منصوب

retired justices

قاضیان بازنشسته

chief justices

قاضی ارشد

judicial justices

قاضیان قضایی

local justices

قاضیان محلی

justice justices

قاضی قضات

جملات نمونه

the justices delivered their ruling today.

قاضيان امروز رأی خود را صادر کردند.

many justices are appointed for life.

بسیاری از قضات برای مادام العمر منصوب می‌شوند.

the justices debated the case for hours.

قاضيان ساعت‌ها در مورد این پرونده بحث کردند.

justices often have to interpret the law.

اغلب قضات باید قانون را تفسیر کنند.

the supreme court justices met to discuss the issues.

قاضیان دیوان عالی برای بحث در مورد مسائل گرد هم آمدند.

justices are expected to be impartial.

از قضات انتظار می‌رود بی‌طرف باشند.

the justices issued a statement after the hearing.

قاضيان پس از جلسه بیانیه‌ای صادر کردند.

justices play a crucial role in the judicial system.

قاضيان نقش مهمی در سیستم قضایی ایفا می‌کنند.

the justices' opinions shape future laws.

نظرات قضات شکل‌دهنده قوانین آینده هستند.

justices must adhere to the constitution.

قاضيان بايد به قانون اساسی پایبند باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید