karat

[ایالات متحده]/ˈkær.ət/
[بریتانیا]/ˈkær.ɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. واحد وزن برای سنگ‌ها و فلزات قیمتی، معادل ۲۰۰ میلی‌گرم؛ خلوص طلا، اندازه‌گیری شده در عیار
Word Forms
جمعkarats

عبارات و ترکیب‌ها

24 karat

24 عیار

18 karat

18 عیار

14 karat

14 عیار

10 karat

10 عیار

karat weight

وزن عیار

karat gold

طلای عیار

karat value

ارزش عیار

pure karat

عیار خالص

karat measurement

اندازه گیری عیار

karat system

سیستم عیار

جملات نمونه

she received a beautiful 24-karat gold ring.

او یک حلقه طلای ۲۴ عیار زیبا دریافت کرد.

the jeweler explained the difference between 14-karat and 18-karat gold.

جواهرساز تفاوت بین طلای ۱۴ عیار و ۱۸ عیار را توضیح داد.

he wants to buy a 10-karat diamond for his girlfriend.

او می‌خواهد یک الماس ۱۰ عیار برای نامزدش بخرد.

gold is often measured in karats to indicate its purity.

طلا اغلب به کارات اندازه‌گیری می‌شود تا خلوص آن نشان داده شود.

the necklace is made of 22-karat gold, making it very valuable.

گردنبند از طلای ۲۲ عیار ساخته شده است که آن را بسیار ارزشمند می‌کند.

she prefers jewelry that is at least 18-karat gold.

او ترجیح می‌دهد جواهرات حداقل از طلای ۱۸ عیار باشد.

he was proud to wear his 14-karat gold bracelet.

او به پوشیدن دستبند طلای ۱۴ عیاری خود افتخار می‌کرد.

the store specializes in 24-karat gold products.

فروشگاه در محصولات طلای ۲۴ عیار تخصص دارد.

buying 18-karat gold is a good investment.

خرید طلای ۱۸ عیار یک سرمایه‌گذاری خوب است.

she admires the shine of her 22-karat gold earrings.

او به درخشندگی گوشواره‌های طلای ۲۲ عیاری خود علاقه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید