keying

[ایالات متحده]/ˈkiːɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkiːɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل وارد کردن داده‌ها با استفاده از صفحه کلید
v. شکل حال استمراری کلمه key، به معنای وارد کردن داده‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

keying in

وارد کردن

keying data

وارد کردن داده

keying errors

اشتباهات وارد کردن

keying system

سیستم وارد کردن

keying process

فرآیند وارد کردن

keying information

اطلاعات وارد شده

keying technique

تکنیک وارد کردن

keying method

روش وارد کردن

keying skills

مهارت های وارد کردن

keying practice

تمرین وارد کردن

جملات نمونه

keying in the data takes a lot of time.

وارد کردن داده‌ها زمان زیادی طول می‌کشد.

she is keying the information into the system.

او اطلاعات را در سیستم وارد می‌کند.

he forgot to double-check while keying the numbers.

او فراموش کرد در حالی که اعداد را وارد می‌کرد، دوباره بررسی کند.

keying errors can lead to significant mistakes.

اشتباهات تایپی می‌توانند منجر به اشتباهات جدی شوند.

the technician is keying the codes for the new software.

تکنسین در حال وارد کردن کدها برای نرم‌افزار جدید است.

she is keying in her password for security.

او رمز عبور خود را برای امنیت وارد می‌کند.

keying data accurately is essential for analysis.

وارد کردن دقیق داده‌ها برای تجزیه و تحلیل ضروری است.

he spent hours keying in the survey results.

او ساعت‌ها برای وارد کردن نتایج نظرسنجی وقت گذراند.

keying in the wrong information can cause delays.

وارد کردن اطلاعات نادرست می‌تواند باعث تاخیر شود.

the assistant is responsible for keying in all client details.

دستیار مسئول وارد کردن تمام جزئیات مشتری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید