kilobit

[ایالات متحده]/ˈkɪləʊbɪt/
[بریتانیا]/ˈkɪləˌbɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک واحد از اطلاعات دیجیتال برابر با ۱۰۰۰ بیت

عبارات و ترکیب‌ها

kilobit rate

نرخ کیلوبیت

kilobit per second

کیلوبیت بر ثانیه

kilobit transfer

انتقال کیلوبیت

kilobit network

شبکه کیلوبیت

kilobit speed

سرعت کیلوبیت

kilobit usage

مصرف کیلوبیت

kilobit bandwidth

پهنای باند کیلوبیت

kilobit connection

اتصال کیلوبیت

kilobit limit

محدودیت کیلوبیت

kilobit file

فایل کیلوبیت

جملات نمونه

the file size is measured in kilobits.

اندازه فایل بر حسب کیلوبیت اندازه‌گیری می‌شود.

my internet speed is 100 kilobits per second.

سرعت اینترنت من 100 کیلوبیت در ثانیه است.

we need to convert the data from kilobits to megabits.

ما باید داده‌ها را از کیلوبیت به مگابیت تبدیل کنیم.

he downloaded a song that was 250 kilobits in size.

او یک آهنگ با حجم 250 کیلوبیت دانلود کرد.

the video quality improves with higher kilobit rates.

کیفیت ویدیو با افزایش نرخ کیلوبیت بهبود می‌یابد.

streaming requires a minimum of 500 kilobits for good quality.

برای کیفیت خوب، استریمینگ به حداقل 500 کیلوبیت نیاز دارد.

we measured the bandwidth in kilobits per second.

ما پهنای باند را بر حسب کیلوبیت در ثانیه اندازه‌گیری کردیم.

the kilobit rate affects audio clarity.

نرخ کیلوبیت بر وضوح صدا تأثیر می‌گذارد.

he mentioned that the file transfer was only a few kilobits.

او اشاره کرد که انتقال فایل تنها چند کیلوبیت بود.

understanding kilobits is essential for network engineers.

درک کیلوبیت برای مهندسان شبکه ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید