kilojoules

[ایالات متحده]/[ˈkiːləʊdʒəlz]/
[بریتانیا]/[ˈkaɪloʊdʒəlz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک واحد انرژی برابر با 1000 ژول؛ مقداری انرژی که به کیلوژول اندازه گیری می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

kilojoules per gram

کیلوژول بر گرم

counting kilojoules

شمارش کیلوژول

kilojoules contained

کیلوژول موجود

high kilojoules

کیلوژول بالا

kilojoules absorbed

کیلوژول جذب شده

total kilojoules

مجموع کیلوژول

kilojoules listed

کیلوژول لیست شده

kilojoules added

کیلوژول اضافه شده

kilojoules consumed

کیلوژول مصرف شده

kilojoules value

ارزش کیلوژول

جملات نمونه

the food contained 250 kilojoules of energy.

این غذای 250 کیلوژول انرژی داشت.

we measured the heat output in kilojoules.

ما خروجی گرمایی را به کیلوژول اندازه گیری کردیم.

the appliance uses 1500 kilojoules per hour.

این دستگاه در هر ساعت 1500 کیلوژول مصرف می کند.

the battery stores approximately 500 kilojoules.

باتری تقریباً 500 کیلوژول ذخیره می کند.

the experiment required careful kilojoule measurement.

این آزمایش نیاز به اندازه گیری دقیق کیلوژول داشت.

the food label listed the kilojoule content.

چاپ روی غذای لیبل میزان کیلوژول را نشان می دهد.

the engine released a significant amount of kilojoules.

موتور مقدار زیادی کیلوژول آزاد کرد.

the solar panel generated 300 kilojoules daily.

پنل خورشیدی هر روز 300 کیلوژول تولید می کند.

the device consumed 800 kilojoules during operation.

دستگاه در طول فرآیند 800 کیلوژول مصرف کرد.

the research focused on kilojoule efficiency.

پژوهش روی کارایی کیلوژول متمرکز بود.

the snack contained 1200 kilojoules total.

این میان وعده 1200 کیلوژول کلی داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید