kiloton

[ایالات متحده]/ˈkɪləˌtʌn/
[بریتانیا]/ˈkɪləˌtʌn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. واحد وزن برابر با ۱۰۰۰ تن
Word Forms
جمعkilotons

عبارات و ترکیب‌ها

kiloton bomb

بمب کیلوتنی

kiloton yield

بازدهی کیلوتنی

kiloton explosion

انفجار کیلوتنی

kiloton impact

اثرگذاری کیلوتنی

kiloton measurement

اندازه گیری کیلوتنی

kiloton release

آزادسازی کیلوتنی

kiloton capacity

ظرفیت کیلوتنی

kiloton equivalent

معادل کیلوتنی

kiloton energy

انرژی کیلوتنی

kiloton scale

مقیاس کیلوتنی

جملات نمونه

the bomb had a yield of 10 kilotons.

بمب دارای بازده‌ای به میزان 10 کیلوتن بود.

our city was hit by a kiloton explosion.

شهر ما مورد اصابت انفجاری با قدرت یک کیلوتن قرار گرفت.

the nuclear test measured over 20 kilotons.

آزمایش هسته‌ای بیش از 20 کیلوتن قدرت داشت.

they estimated the damage in kilotons.

آنها تخمین زدند که خسارت به کیلوتن می‌رسد.

the earthquake released energy equivalent to 5 kilotons.

زمین‌لرزه انرژی معادل 5 کیلوتن آزاد کرد.

scientists studied the kiloton impact of the asteroid.

دانشمندان اثرات کیلوتنی برخورد سیارک را مطالعه کردند.

the explosion was powerful enough to be measured in kilotons.

انفجار به اندازه‌ای قدرتمند بود که بتوان آن را بر حسب کیلوتن اندازه‌گیری کرد.

in military terms, a kiloton is a significant measure.

در اصطلاحات نظامی، یک کیلوتن یک معیار قابل توجه است.

they discussed the implications of a kiloton bomb.

آنها در مورد پیامدهای بمب کیلوتنی بحث کردند.

the reactor meltdown released energy in kilotons.

ذوب شدن راکتور انرژی را در کیلوتن آزاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید