| جمع | kilotons |
kiloton bomb
بمب کیلوتنی
kiloton yield
بازدهی کیلوتنی
kiloton explosion
انفجار کیلوتنی
kiloton impact
اثرگذاری کیلوتنی
kiloton measurement
اندازه گیری کیلوتنی
kiloton release
آزادسازی کیلوتنی
kiloton capacity
ظرفیت کیلوتنی
kiloton equivalent
معادل کیلوتنی
kiloton energy
انرژی کیلوتنی
kiloton scale
مقیاس کیلوتنی
the bomb had a yield of 10 kilotons.
بمب دارای بازدهای به میزان 10 کیلوتن بود.
our city was hit by a kiloton explosion.
شهر ما مورد اصابت انفجاری با قدرت یک کیلوتن قرار گرفت.
the nuclear test measured over 20 kilotons.
آزمایش هستهای بیش از 20 کیلوتن قدرت داشت.
they estimated the damage in kilotons.
آنها تخمین زدند که خسارت به کیلوتن میرسد.
the earthquake released energy equivalent to 5 kilotons.
زمینلرزه انرژی معادل 5 کیلوتن آزاد کرد.
scientists studied the kiloton impact of the asteroid.
دانشمندان اثرات کیلوتنی برخورد سیارک را مطالعه کردند.
the explosion was powerful enough to be measured in kilotons.
انفجار به اندازهای قدرتمند بود که بتوان آن را بر حسب کیلوتن اندازهگیری کرد.
in military terms, a kiloton is a significant measure.
در اصطلاحات نظامی، یک کیلوتن یک معیار قابل توجه است.
they discussed the implications of a kiloton bomb.
آنها در مورد پیامدهای بمب کیلوتنی بحث کردند.
the reactor meltdown released energy in kilotons.
ذوب شدن راکتور انرژی را در کیلوتن آزاد کرد.
kiloton bomb
بمب کیلوتنی
kiloton yield
بازدهی کیلوتنی
kiloton explosion
انفجار کیلوتنی
kiloton impact
اثرگذاری کیلوتنی
kiloton measurement
اندازه گیری کیلوتنی
kiloton release
آزادسازی کیلوتنی
kiloton capacity
ظرفیت کیلوتنی
kiloton equivalent
معادل کیلوتنی
kiloton energy
انرژی کیلوتنی
kiloton scale
مقیاس کیلوتنی
the bomb had a yield of 10 kilotons.
بمب دارای بازدهای به میزان 10 کیلوتن بود.
our city was hit by a kiloton explosion.
شهر ما مورد اصابت انفجاری با قدرت یک کیلوتن قرار گرفت.
the nuclear test measured over 20 kilotons.
آزمایش هستهای بیش از 20 کیلوتن قدرت داشت.
they estimated the damage in kilotons.
آنها تخمین زدند که خسارت به کیلوتن میرسد.
the earthquake released energy equivalent to 5 kilotons.
زمینلرزه انرژی معادل 5 کیلوتن آزاد کرد.
scientists studied the kiloton impact of the asteroid.
دانشمندان اثرات کیلوتنی برخورد سیارک را مطالعه کردند.
the explosion was powerful enough to be measured in kilotons.
انفجار به اندازهای قدرتمند بود که بتوان آن را بر حسب کیلوتن اندازهگیری کرد.
in military terms, a kiloton is a significant measure.
در اصطلاحات نظامی، یک کیلوتن یک معیار قابل توجه است.
they discussed the implications of a kiloton bomb.
آنها در مورد پیامدهای بمب کیلوتنی بحث کردند.
the reactor meltdown released energy in kilotons.
ذوب شدن راکتور انرژی را در کیلوتن آزاد کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید