kilowatts

[ایالات متحده]/ˈkɪləʊwɒts/
[بریتانیا]/ˈkɪləˌwɑts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرم جمع کیلووات

عبارات و ترکیب‌ها

power in kilowatts

توان بر حسب کیلووات

measured in kilowatts

اندازه‌گیری شده بر حسب کیلووات

rated kilowatts

کیلووات نامی

kilowatts per hour

کیلووات در ساعت

output in kilowatts

خروجی بر حسب کیلووات

kilowatts to watts

کیلووات به وات

kilowatts of power

توان بر حسب کیلووات

kilowatts consumed

مصرف کیلووات

total kilowatts

کل کیلووات

kilowatts required

کیلووات مورد نیاز

جملات نمونه

the solar panel system generates 5 kilowatts of energy.

سیستم پنل خورشیدی 5 کیلووات انرژی تولید می‌کند.

our home uses an average of 10 kilowatts per day.

خانه ما به طور متوسط 10 کیلووات در روز مصرف می‌کند.

the wind turbine produces up to 50 kilowatts in strong winds.

توربین بادی در بادهای شدید تا 50 کیلووات تولید می‌کند.

this generator can supply 100 kilowatts of power.

این ژنراتور می‌تواند 100 کیلووات برق تامین کند.

energy consumption is measured in kilowatts per hour.

مصرف انرژی بر حسب کیلووات در ساعت اندازه‌گیری می‌شود.

they installed a new system that uses 20 kilowatts efficiently.

آنها یک سیستم جدید نصب کردند که به طور موثر از 20 کیلووات استفاده می‌کند.

the factory operates machinery that requires 200 kilowatts.

کارخانه ماشین‌آلاتي راه‌اندازي می‌کند که به 200 کیلووات نیاز دارد.

we need to calculate the total kilowatts needed for the project.

ما باید کل کیلووات مورد نیاز برای پروژه را محاسبه کنیم.

the power plant has a capacity of 500 kilowatts.

این نیروگاه ظرفیت 500 کیلووات دارد.

reducing our usage to 15 kilowatts can save money.

کاهش مصرف ما به 15 کیلووات می‌تواند در هزینه‌ها صرفه‌جویی کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید