kinesthetically

[ایالات متحده]/ˌkɪnɪsˈθetɪkli/
[بریتانیا]/ˌkɪnɪsˈθetɪkli/

ترجمه

adv. به گونه‌ای که مربوط به حس موقعیت و حرکت بدن است؛ مربوط به یا شامل حس موقعیت و حرکت بدن.

جملات نمونه

the dancer moved kinesthetically, feeling every muscle tension and release.

نوازشگر به صورت کینستتیک حرکت کرد و احساس کشش و آزادی هر عضله را داشت.

children learn kinesthetically when they can touch and manipulate objects.

وقتی کودکان می‌توانند اشیاء را لمس کنند و آنها را کنترل کنند، به صورت کینستتیک یاد می‌گیرند.

the athlete trained kinesthetically to improve muscle memory.

ورزشکار به صورت کینستتیک تمرین کرد تا حافظه عضلانی خود را بهبود بخشد.

she taught kinesthetically, using hands-on activities for her students.

او به صورت کینستتیک تدریس کرد و فعالیت‌های عملی برای دانش‌آموزانش استفاده کرد.

the yoga instructor guided kinesthetically, emphasizing body awareness.

مربی یوگا به صورت کینستتیک راهنمایی کرد و آگاهی از بدن را تاکید کرد.

kinesthetically aware children often excel in physical education.

کودکان آگاه کینستتیک اغلب در آموزش و پرورش موفق می‌شوند.

the martial artist trained kinesthetically, focusing on balance and coordination.

هنرمند مبارزه به صورت کینستتیک تمرین کرد و روی تعادل و هماهنگی تمرکز کرد.

he approached the problem kinesthetically, working through it physically.

او به صورت کینستتیک با مشکل روبرو شد و آن را به صورت فیزیکی حل کرد.

the choreographer designed kinesthetically demanding routines.

کارگردان رقص برنامه‌هایی طراحی کرد که از نظر کینستتیک چالش‌برانگیز هستند.

kinesthetically oriented learning helps students understand spatial relationships.

یادگیری موجه به سمت کینستتیک به دانش‌آموزان کمک می‌کند تا روابط فضایی را درک کنند.

the musician practiced kinesthetically, feeling the instrument's vibrations.

موسیقی‌دان به صورت کینستتیک تمرین کرد و ارتعاشات ابزار را احساس کرد.

kinesthetically engaged students participate more actively in class.

دانش‌آموزانی که به صورت کینستتیک درگیر هستند، در کلاس فعال‌تر شرکت می‌کنند.

the therapist worked kinesthetically with patients to rebuild movement patterns.

درمانگر به صورت کینستتیک با بیماران کار کرد تا الگوهای حرکتی را بازسازی کند.

she learned the language kinesthetically through gestures and physical movements.

او زبان را به صورت کینستتیک از طریق اشارات و حرکات فیزیکی یاد گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید