| جمع | kiosks |
self-service kiosk
کیوسک خدمات خودکار
mall kiosk
کیوسک خریدگاه
information kiosk
کیوسک اطلاعرسانی
food kiosk
کیوسک غذا
ticket kiosk
کیوسک بلیط
at the end of the lake was a small kiosk, accessible only by water.
در انتهای دریاچه یک کیوسک کوچک بود که تنها از طریق آب قابل دسترسی بود.
I bought a drink from the kiosk.
من یک نوشیدنی از کیوسک خریدم.
The kiosk at the mall sells snacks and newspapers.
کیوسک در مرکز خرید میانوعده و روزنامه میفروشد.
She runs a small kiosk selling handmade jewelry.
او یک کیوسک کوچک میچرخاند که جواهرات دستساز میفروشد.
The kiosk is located near the entrance of the park.
کیوسک در نزدیکی ورودی پارک واقع شده است.
I need to refill my phone card at the kiosk.
من باید کارت تلفن خود را در کیوسک شارژ کنم.
The kiosk attendant was friendly and helpful.
خدمتکار کیوسک دوستانه و مفید بود.
There is a kiosk selling ice cream by the beach.
کیوسکی وجود دارد که در کنار ساحل بستنی میفروشد.
The kiosk offers a variety of souvenirs for tourists.
کیوسک انواع سوغاتی برای گردشگران ارائه میدهد.
I usually buy my bus tickets at the kiosk.
من معمولاً بلیط اتوبوس خود را از کیوسک میخرم.
The kiosk is open 24 hours a day for convenience.
کیوسک برای راحتی، 24 ساعت در روز باز است.
self-service kiosk
کیوسک خدمات خودکار
mall kiosk
کیوسک خریدگاه
information kiosk
کیوسک اطلاعرسانی
food kiosk
کیوسک غذا
ticket kiosk
کیوسک بلیط
at the end of the lake was a small kiosk, accessible only by water.
در انتهای دریاچه یک کیوسک کوچک بود که تنها از طریق آب قابل دسترسی بود.
I bought a drink from the kiosk.
من یک نوشیدنی از کیوسک خریدم.
The kiosk at the mall sells snacks and newspapers.
کیوسک در مرکز خرید میانوعده و روزنامه میفروشد.
She runs a small kiosk selling handmade jewelry.
او یک کیوسک کوچک میچرخاند که جواهرات دستساز میفروشد.
The kiosk is located near the entrance of the park.
کیوسک در نزدیکی ورودی پارک واقع شده است.
I need to refill my phone card at the kiosk.
من باید کارت تلفن خود را در کیوسک شارژ کنم.
The kiosk attendant was friendly and helpful.
خدمتکار کیوسک دوستانه و مفید بود.
There is a kiosk selling ice cream by the beach.
کیوسکی وجود دارد که در کنار ساحل بستنی میفروشد.
The kiosk offers a variety of souvenirs for tourists.
کیوسک انواع سوغاتی برای گردشگران ارائه میدهد.
I usually buy my bus tickets at the kiosk.
من معمولاً بلیط اتوبوس خود را از کیوسک میخرم.
The kiosk is open 24 hours a day for convenience.
کیوسک برای راحتی، 24 ساعت در روز باز است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید