knotting

[ایالات متحده]/ˈnɒtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈnɑːtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل گره زدن یا گره ها؛ لایه تزئینی ساخته شده با گره زدن

عبارات و ترکیب‌ها

knotting technique

تکنیک گره زدن

knotting rope

گره زدن طناب

knotting method

روش گره زدن

knotting practice

تمرین گره زدن

knotting skills

مهارت گره زدن

knotting guide

راهنمای گره زدن

knotting supplies

تجهیزات گره زدن

knotting workshop

کارگاه گره زدن

knotting tutorial

آموزش گره زدن

knotting art

هنر گره زدن

جملات نمونه

she is knotting a beautiful scarf.

او در حال گره زدن یک روسری زیباست.

the sailor is knotting the ropes tightly.

ملوان در حال گره زدن محکم طناب ها است.

he enjoys knotting different types of fishing lines.

او از گره زدن انواع مختلف نخ ماهیگیری لذت می برد.

they are knotting their friendship with shared experiences.

آنها دوستی خود را با تجربیات مشترک گره می زنند.

knotting the balloons took a lot of time.

گره زدن بالن ها زمان زیادی طول کشید.

she learned knotting techniques for her crafts.

او تکنیک های گره زدن را برای صنایع دستی خود یاد گرفت.

he demonstrated knotting skills at the workshop.

او مهارت های گره زدن را در کارگاه به نمایش گذاشت.

the artist is knotting colorful threads for her project.

هنرمند در حال گره زدن نخ های رنگارنگ برای پروژه خود است.

they spent the afternoon knotting friendship bracelets.

آنها بعد از ظهر را به گره زدن دستبندهای دوستی گذراندند.

knotting the ropes was essential for safety.

گره زدن طناب ها برای ایمنی ضروری بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید