labeller

[ایالات متحده]/ˈleɪbələ(r)/
[بریتانیا]/ˈleɪbələr/

ترجمه

n. ماشینی که برچسب‌ها را به محصولات می‌چسباند
شکل‌های واژه
جمعlabellers

عبارات و ترکیب‌ها

automatic labeller

چاپگر خودکار

food labeller

چاپگر غذایی

price labeller

چاپگر قیمت

جملات نمونه

the labeller carefully attached price tags to each product.

چاپگر به دقت برچسب‌های قیمت را به هر محصول پیچید.

a professional labeller can improve inventory management.

یک چاپگر حرفه‌ای می‌تواند مدیریت موجودی را بهبود بخشد.

the machine acts as an automatic labeller for bottles.

این ماشین به عنوان یک چاپگر خودکار برای لیبل‌های بطری‌ها عمل می‌کند.

she works as a product labeller in the warehouse.

او در انبار به عنوان یک چاپگر محصولات کار می‌کند.

the labeller printed clear labels for shipping boxes.

چاپگر برچسب‌های واضحی را برای جعبه‌های ارسالی چاپ کرد.

an efficient labeller saves time during packaging.

یک چاپگر کارآمد زمان را در حین بسته‌بندی صرفه‌جویی می‌کند.

the company hired a skilled labeller for the new product line.

شرکت یک چاپگر ماهر را برای خط تولید محصولات جدید استخدام کرد.

the labeller system automatically generates barcodes.

سیستم چاپگر به طور خودکار کد حروفچینی‌های را تولید می‌کند.

we need a reliable labeller for our retail store.

ما به یک چاپگر معتبر برای فروشگاه خرده‌فروشی خود نیاز داریم.

the labeller categorized all items in the database.

چاپگر تمامی آیتم‌ها را در پایگاه داده دسته‌بندی کرد.

using a digital labeller reduces labeling errors.

استفاده از یک چاپگر دیجیتال خطا در چاپ برچسب‌ها را کاهش می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید