labyrinthine

[ایالات متحده]/ˌlæbə'rɪnθaɪn/
[بریتانیا]/ˌlæbə'rɪnθɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پیچیده و دقیق، مانند یک هزارتو

جملات نمونه

labyrinthine streets and alleys.

کوچه‌ها و پس‌کوچه‌های پیچ‌درپیچ

a world of labyrinthine plots and counterplots.

جهانی از نقشه‌ها و ضد نقشه‌های پیچیده

The labyrinthine streets of the old town can be confusing to navigate.

کوچه‌های پیچ‌درپیچ شهر قدیمی ممکن است برای پیمایش گیج‌کننده باشند.

She got lost in the labyrinthine corridors of the museum.

او در راهروهای پیچ‌درپیچ موزه گم شد.

The novel's plot was so labyrinthine that many readers struggled to follow it.

طرح رمان آنقدر پیچیده بود که بسیاری از خوانندگان در دنبال کردن آن دچار مشکل شدند.

Navigating the labyrinthine bureaucracy of the government can be frustrating.

پیمایش بوروکراسی پیچیده دولت می‌تواند خسته‌کننده باشد.

The labyrinthine caves were full of hidden passages and chambers.

غارهای پیچ‌درپیچ پر از راهروها و اتاق‌های پنهان بودند.

The labyrinthine nature of the legal system can be overwhelming for ordinary citizens.

ماهیت پیچیده سیستم حقوقی می‌تواند برای شهروندان عادی طاقت‌فرسا باشد.

The labyrinthine plot twists in the movie kept the audience on the edge of their seats.

پیچش‌های داستانی پیچیده در فیلم مخاطبان را در حالت تعلیق نگه داشت.

Exploring the labyrinthine alleys of the ancient city was like stepping back in time.

کاوش در کوچه های پیچ در پیچ شهر باستانی مانند قدم زدن به عقب در زمان بود.

The labyrinthine network of tunnels beneath the city was used by smugglers for their operations.

شبکه پیچیده تونل‌های زیر شهر توسط قاچاقچیان برای عملیاتشان استفاده می‌شد.

The labyrinthine structure of the human brain continues to fascinate neuroscientists.

ساختار پیچیده مغز انسان همچنان دانشمندان علوم اعصاب را مجذوب خود می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید