landslip

[ایالات متحده]/'læn(d)slɪp/
[بریتانیا]/'lænd'slɪp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ریزش ناگهانی یا لغزش یک کوه یا خاک؛ ریزش ناگهانی یا لغزش یک کوه یا خاک.
Word Forms
جمعlandslips

جملات نمونه

These landslipes expose just what the bharal are looking for.

این رانش‌های زمین به خوبی نشان می‌دهند که خرگوش‌های بارال به دنبال چه هستند.

نمونه‌های واقعی

If he is right, it would be one of the biggest landslips ever recorded.

اگر او درست بگوید، این یکی از بزرگ‌ترین رانش‌های زمین ثبت‌شده خواهد بود.

منبع: The Economist - Technology

Unfortunately, due to the actions of both glaciers and swollen rivers during the monsoon season, the rubble from the Annapurna landslip is vanishing fast.

متاسفانه، به دلیل فعالیت یخچال‌ها و رودخانه‌های متورم در طول فصل باران، آوار ناشی از رانش زمین آناپورنا به سرعت در حال محو شدن است.

منبع: The Economist - Technology

Even as far north as the Fresno, I counted 536 saplings and seedlings, growing promisingly upon a landslip not exceeding two acres in area.

حتی تا شمال غربی فرزو، من 536 نهال و بذر را که به طور امیدوارکننده‌ای بر روی یک رانش زمین به مساحت بیش از دو جریب رشد می‌کردند، شمردم.

منبع: Yosemite

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید