lappish

[ایالات متحده]/ˈlæpɪʃ/
[بریتانیا]/ˈlæpɪʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (زبان) زبانی که در لپلند صحبت می‌شود
adj. مربوط به لپلند یا مردم آن

عبارات و ترکیب‌ها

lappish culture

فرهنگ لَپّی

lappish language

زبان لَپّی

lappish people

قوم لَپّی

lappish traditions

آد و رسوم لَپّی

lappish cuisine

آشپزی لَپّی

lappish music

موسیقی لَپّی

lappish art

هنر لَپّی

lappish festivals

جشنواره‌های لَپّی

lappish reindeer

رایگُن لَپّی

lappish heritage

میراث لَپّی

جملات نمونه

she wore a lappish outfit to the party.

او یک لباس لَپی به مهمانی پوشید.

the lappish style is becoming more popular in fashion.

سبک لَپی به طور فزاینده‌ای در مد محبوبیت پیدا می‌کند.

he has a lappish way of speaking that makes people laugh.

او یک روش صحبت کردن لَپی دارد که باعث خنده مردم می‌شود.

her lappish humor always brightens the room.

طنز لَپی او همیشه فضا را روشن می‌کند.

they enjoyed a lappish evening filled with stories.

آنها از یک شب لَپی پر از داستان لذت بردند.

the lappish decor gave the cafe a unique charm.

دکور لَپی به کافه جذابیت منحصر به فردی بخشید.

his lappish attitude made him popular among friends.

حرف و عمل لَپی او باعث محبوبیتش در بین دوستان شد.

she has a lappish approach to solving problems.

او یک رویکرد لَپی برای حل مشکلات دارد.

the film had a lappish twist that surprised everyone.

فیلم دارای یک پیچش لَپی بود که همه را غافلگیر کرد.

his lappish remarks always lighten the mood.

اظهارات لَپی او همیشه باعث شادابی فضا می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید