lather

[ایالات متحده]/'lɑːðə/
[بریتانیا]/'læðɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فوم ایجاد شده توسط صابون
vi. فوم تشکیل دادن
vt. پوشاندن با فوم صابون
Word Forms
شکل سوم شخص مفردlathers
صفت یا فعل حال استمراریlathering
زمان گذشتهlathered
جمعlathers
قسمت سوم فعلlathered

جملات نمونه

soap will not lather in hard water.

صابون در آب سخت کف نمی‌کند.

This soap lathers so nicely.

این صابون به طرز دلپذیری کف می‌کند.

she was lathering herself languidly beneath the shower.

او به آرامی و با تنبلی زیر دوش خود را با کف صابون می‌کرد.

she lathered a slice of toast with butter.

او یک برش نان تست را با کره کف کرد.

we lathered the cream on our scones.

ما خامه را روی کیک‌های scones خود کف کردیم.

Dad had got into a right lather by the time I got home.

وقتی به خانه رسیدم، پدرم به شدت عصبانی و مضطرب بود.

his horse was lathered up by the end of the day.

تا پایان روز، اسبش کف کرده بود.

The students were in a lather over the proposed restrictions.

دانشجویان به دلیل محدودیت‌های پیشنهادی به شدت مضطرب و نگران بودند.

Look, don’t worry! There’s no point getting yourself into a lather over this!

ببین، نگران نباش! اصلا ارزش ندارد که به خودتان استرس وارد کنید!

"If you put some lather on your chin, you'll find it much easier to shave."

اگر کمی کف روی چانبتان بمالید، اصلاح کردن برایتان بسیار آسان‌تر خواهد بود.

What’s going on? Chris has just come rushing into my office all in a lather, saying something about a lost report.

چه خبر است؟ کریس همین الان با عجله وارد دفتر من شد و در حالی که مضطرب بود، از گم شدن گزارشی صحبت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید