latrines

[ایالات متحده]/ləˈtriːnz/
[بریتانیا]/ləˈtriːnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستشویی‌های عمومی، به‌ویژه در یک کمپ

عبارات و ترکیب‌ها

public latrines

سرویس‌های بهداشتی عمومی

mobile latrines

سرویس‌های بهداشتی سیار

chemical latrines

سرویس‌های بهداشتی شیمیایی

temporary latrines

سرویس‌های بهداشتی موقت

community latrines

سرویس‌های بهداشتی محلی

accessible latrines

سرویس‌های بهداشتی قابل دسترس

sanitary latrines

سرویس‌های بهداشتی بهداشتی

pit latrines

سرویس‌های بهداشتی گودال

flush latrines

سرویس‌های بهداشتی با سیستم فلاش

shared latrines

سرویس‌های بهداشتی اشتراکی

جملات نمونه

the soldiers built latrines in the camp.

سربازان در اردوگاه سرویس‌های بهداشتی ساختند.

clean latrines are essential for hygiene.

سرویس‌های بهداشتی تمیز برای رعایت بهداشت ضروری هستند.

we need to find a suitable location for latrines.

ما باید مکان مناسبی برای سرویس‌های بهداشتی پیدا کنیم.

during the festival, temporary latrines were set up.

در طول جشنواره، سرویس‌های بهداشتی موقت برپا شد.

latrines should be located away from drinking water sources.

سرویس‌های بهداشتی باید دور از منابع آب آشامیدنی قرار گیرند.

the construction of latrines improved community health.

ساخت سرویس‌های بهداشتی باعث بهبود سلامت جامعه شد.

proper maintenance of latrines is necessary.

نگهداری مناسب از سرویس‌های بهداشتی ضروری است.

volunteers helped to clean the latrines.

داوطلبان به تمیز کردن سرویس‌های بهداشتی کمک کردند.

some cultures have unique designs for latrines.

برخی از فرهنگ‌ها طرح‌های منحصر به فردی برای سرویس‌های بهداشتی دارند.

using eco-friendly materials for latrines is beneficial.

استفاده از مواد سازگار با محیط زیست برای سرویس‌های بهداشتی مفید است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید