leaded

[ایالات متحده]/'lɛdɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. با فاصله اضافی بین خطوط

عبارات و ترکیب‌ها

leaded glass

شیشه سرب

leaded gasoline

بنزین سرب دار

جملات نمونه

The leaded glass windows added a touch of elegance to the old mansion.

نورپردازی با شیشه سرب‌دار، ظرافت خاصی به عمارت قدیمی بخشیده بود.

The leaded gasoline was phased out due to environmental concerns.

به دلیل نگرانی‌های زیست‌محیطی، استفاده از بنزین سرب‌دار حذف شد.

The plumber soldered the leaded pipes together to fix the leak.

لوله‌کش لوله‌های سرب‌دار را به هم جوش داد تا نشتی را تعمیر کند.

The artist created a beautiful leaded stained glass artwork for the church.

هنرمند یک اثر هنری زیبا از شیشه رنگدانه‌ای سرب‌دار برای کلیسا ایجاد کرد.

The leaded bullets were used in the antique rifle during the reenactment.

در بازسازی صحنه، از گلوله‌های سرب‌دار در تفنگ قدیمی استفاده شد.

The leaded roof of the historic building needed to be replaced due to damage.

به دلیل آسیب، سقف سرب‌دار ساختمان تاریخی نیاز به تعویض داشت.

The leaded crystal chandelier sparkled in the ballroom.

چراغ کریستال سرب‌دار در تالار رقص می‌درخشید.

The leaded pencil left a dark mark on the paper.

مداد سرب‌دار یک لکه تیره روی کاغذ ایجاد کرد.

The leaded apron protected the technician from radiation during the X-ray procedure.

در طول روش تصویربرداری با اشعه ایکس، دراپن سرب‌دار از تکنیسین در برابر تشعشع محافظت کرد.

The leaded seal on the document indicated its authenticity.

مهر سرب‌دار روی سند نشان‌دهنده اصالت آن بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید