| جمع | leathers |
| شکل سوم شخص مفرد | leathers |
| قسمت سوم فعل | leathered |
| زمان گذشته | leathered |
| صفت یا فعل حال استمراری | leathering |
genuine leather
چرم طبیعی
leather jacket
ژاکت چرمی
leather shoes
کفش چرمی
leather goods
کالاهای چرمی
synthetic leather
چرم مصنوعی
leather belt
کمربند چرمی
artificial leather
چرم مصنوعی
garment leather
چرم پوشاک
imitation leather
چرم تقلبی
upper leather
چرم رویه
finished leather
چرم تمام شده
leather strap
کمربند چرمی
patent leather
چرم پاتنت
soft leather
چرم نرم
leather shoe
کفش چرمی
suede leather
چرم سوئد
grain leather
چرم دانه دار
leather bag
کیف چرمی
leather boots
چکمههای چرمی
shoe leather
چرم کفش
leather case
محافظ چرمی
the sound of leather on willow.
صدای چرم روی درخت بید
The leather will give with wearing.
چرم با پوشیدن نرم می شود.
leather types; a leather bar.
انواع چرم؛ یک تسمه چرمی.
the comfort and softness of leather armchairs
راحتی و نرمی صندلی های چرمی.
a distressed leather jacket.
یک ژاکت چرمی آسیبدیده.
boots with stiff leather outers.
چکمههایی با رویه چرمی سفت.
quality leather is pliable and will not crack.
چرم باکیفیت انعطاف پذیر است و ترک نمی خورد.
a big, squashy leather chair.
یک صندلی چرمی بزرگ و نرم.
a well-worn leather armchair.
یک صندلی راحتی چرمی کهنه.
redress leather before dyeing
قبل از رنگ آمیزی، چرم را ترمیم کنید.
The jacket had leather fringes.
جاکت دارای لبه های چرمی بود.
It's not real leather; it's only an imitation.
این چرم واقعی نیست؛ فقط تقلبی است.
These are leather goods of high quality.
اینها کالاهای چرمی با کیفیت بالا هستند.
She had to lengthen her stirrup leathers.
او مجبور شد بندهای چرمی استرپ خود را بلند کند.
genuine leather
چرم طبیعی
leather jacket
ژاکت چرمی
leather shoes
کفش چرمی
leather goods
کالاهای چرمی
synthetic leather
چرم مصنوعی
leather belt
کمربند چرمی
artificial leather
چرم مصنوعی
garment leather
چرم پوشاک
imitation leather
چرم تقلبی
upper leather
چرم رویه
finished leather
چرم تمام شده
leather strap
کمربند چرمی
patent leather
چرم پاتنت
soft leather
چرم نرم
leather shoe
کفش چرمی
suede leather
چرم سوئد
grain leather
چرم دانه دار
leather bag
کیف چرمی
leather boots
چکمههای چرمی
shoe leather
چرم کفش
leather case
محافظ چرمی
the sound of leather on willow.
صدای چرم روی درخت بید
The leather will give with wearing.
چرم با پوشیدن نرم می شود.
leather types; a leather bar.
انواع چرم؛ یک تسمه چرمی.
the comfort and softness of leather armchairs
راحتی و نرمی صندلی های چرمی.
a distressed leather jacket.
یک ژاکت چرمی آسیبدیده.
boots with stiff leather outers.
چکمههایی با رویه چرمی سفت.
quality leather is pliable and will not crack.
چرم باکیفیت انعطاف پذیر است و ترک نمی خورد.
a big, squashy leather chair.
یک صندلی چرمی بزرگ و نرم.
a well-worn leather armchair.
یک صندلی راحتی چرمی کهنه.
redress leather before dyeing
قبل از رنگ آمیزی، چرم را ترمیم کنید.
The jacket had leather fringes.
جاکت دارای لبه های چرمی بود.
It's not real leather; it's only an imitation.
این چرم واقعی نیست؛ فقط تقلبی است.
These are leather goods of high quality.
اینها کالاهای چرمی با کیفیت بالا هستند.
She had to lengthen her stirrup leathers.
او مجبور شد بندهای چرمی استرپ خود را بلند کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید