legislated reforms
اصلاحات مصوب شده
legislated policies
سیاستهای مصوب شده
legislated changes
تغییرات مصوب شده
legislated measures
اقدامات مصوب شده
legislated rules
قوانین مصوب شده
legislated standards
استانداردهای مصوب شده
legislated rights
حقوق مصوب شده
legislated framework
چارچوب مصوب شده
legislated guidelines
دستورالعملهای مصوب شده
legislated acts
تصویبنامههای مصوب شده
the government legislated new environmental regulations.
دولت مقررات زیست محیطی جدید را قانونگذاری کرد.
they legislated against discrimination in the workplace.
آنها تبعیض در محیط کار را ممنوع کردند.
the city legislated a minimum wage for all workers.
شهر حداقل دستمزد برای همه کارگران را قانونگذاری کرد.
new laws were legislated to protect consumer rights.
قوانین جدید برای حمایت از حقوق مصرف کنندگان قانونگذاری شدند.
she advocated for the legislated protection of endangered species.
او از حمایت قانونی از گونه های در معرض خطر حمایت کرد.
the committee legislated changes to improve public health.
کمیته تغییراتی را برای بهبود سلامت عمومی قانونگذاری کرد.
they successfully legislated a ban on plastic bags.
آنها با موفقیت ممنوعیت استفاده از کیسههای پلاستیکی را قانونگذاری کردند.
legislated reforms are necessary for social justice.
اصلاحات قانونگذاری برای عدالت اجتماعی ضروری هستند.
he believes that all countries should have legislated human rights.
او معتقد است که همه کشورها باید حقوق بشر را قانونگذاری کنند.
the council legislated measures to enhance public safety.
شورای شهر اقداماتی را برای افزایش ایمنی عمومی قانونگذاری کرد.
legislated reforms
اصلاحات مصوب شده
legislated policies
سیاستهای مصوب شده
legislated changes
تغییرات مصوب شده
legislated measures
اقدامات مصوب شده
legislated rules
قوانین مصوب شده
legislated standards
استانداردهای مصوب شده
legislated rights
حقوق مصوب شده
legislated framework
چارچوب مصوب شده
legislated guidelines
دستورالعملهای مصوب شده
legislated acts
تصویبنامههای مصوب شده
the government legislated new environmental regulations.
دولت مقررات زیست محیطی جدید را قانونگذاری کرد.
they legislated against discrimination in the workplace.
آنها تبعیض در محیط کار را ممنوع کردند.
the city legislated a minimum wage for all workers.
شهر حداقل دستمزد برای همه کارگران را قانونگذاری کرد.
new laws were legislated to protect consumer rights.
قوانین جدید برای حمایت از حقوق مصرف کنندگان قانونگذاری شدند.
she advocated for the legislated protection of endangered species.
او از حمایت قانونی از گونه های در معرض خطر حمایت کرد.
the committee legislated changes to improve public health.
کمیته تغییراتی را برای بهبود سلامت عمومی قانونگذاری کرد.
they successfully legislated a ban on plastic bags.
آنها با موفقیت ممنوعیت استفاده از کیسههای پلاستیکی را قانونگذاری کردند.
legislated reforms are necessary for social justice.
اصلاحات قانونگذاری برای عدالت اجتماعی ضروری هستند.
he believes that all countries should have legislated human rights.
او معتقد است که همه کشورها باید حقوق بشر را قانونگذاری کنند.
the council legislated measures to enhance public safety.
شورای شهر اقداماتی را برای افزایش ایمنی عمومی قانونگذاری کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید