legitimates

[ایالات متحده]/lɪˈdʒɪtɪmeɪts/
[بریتانیا]/lɪˈdʒɪtɪmeɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. سوم شخص مفرد از مشروع

عبارات و ترکیب‌ها

legitimates authority

اعتبار بخشیدن به اقتدار

legitimates actions

اعتبار بخشیدن به اقدامات

legitimates claims

اعتبار بخشیدن به ادعاها

legitimates process

اعتبار بخشیدن به فرآیند

legitimates rights

اعتبار بخشیدن به حقوق

legitimates identity

اعتبار بخشیدن به هویت

legitimates beliefs

اعتبار بخشیدن به باورها

legitimates practices

اعتبار بخشیدن به شیوه‌ها

legitimates relationships

اعتبار بخشیدن به روابط

legitimates status

اعتبار بخشیدن به وضعیت

جملات نمونه

his actions legitimates his position as a leader.

اقدامات او، جایگاه او را به عنوان یک رهبر مشروع می‌کند.

the new law legitimates the use of renewable energy.

قانون جدید، استفاده از انرژی‌های تجدیدپذیر را مشروع می‌کند.

she believes that education legitimates social mobility.

او معتقد است که آموزش، تحرک اجتماعی را مشروع می‌کند.

the agreement legitimates their partnership.

توافقنامه، مشارکت آن‌ها را مشروع می‌کند.

his research legitimates the importance of climate action.

تحقیقات او، اهمیت اقداماتی در زمینه آب و هوا را مشروع می‌کند.

the certification legitimates the quality of the product.

گواهی‌نامه، کیفیت محصول را مشروع می‌کند.

legitimates can help resolve disputes in the community.

مشروعیت می‌تواند به حل اختلافات در جامعه کمک کند.

the policy legitimates the rights of workers.

سیاست، حقوق کارگران را مشروع می‌کند.

his testimony legitimates the claims made by the victims.

شهادت او، ادعاهای مطرح شده توسط قربانیان را مشروع می‌کند.

the new regulations legitimates online transactions.

قوانین جدید، تراکنش‌های آنلاین را مشروع می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید