lemmings

[ایالات متحده]/'lɛmɪŋz/
[بریتانیا]/'lɛmɪŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جوندگان کوچک و حفره‌سازی که در مناطق قطبی یافت می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

lemmings behavior

رفتار زمردلون‌ها

lemmings run

دویدن زمردلون‌ها

lemmings group

گروه زمردلون‌ها

lemmings migration

مهاجرت زمردلون‌ها

lemmings instinct

غریزه زمردلون‌ها

lemmings population

جمعیت زمردلون‌ها

lemmings behaviorism

رفتارگرایی زمردلون‌ها

lemmings habitat

زیستگاه زمردلون‌ها

lemmings survival

بقای زمردلون‌ها

lemmings trend

روند زمردلون‌ها

جملات نمونه

lemmings often follow each other blindly.

سرمیدها اغلب کورکورانه یکدیگر را دنبال می‌کنند.

the behavior of lemmings is fascinating to scientists.

رفتار سرمیدها برای دانشمندان جذاب است.

some people compare humans to lemmings in their decision-making.

برخی افراد رفتار انسان‌ها را در تصمیم‌گیری‌ها به سرمیدها تشبیه می‌کنند.

lemmings migrate in large groups during the summer.

سرمیدها در طول تابستان به صورت گروهی بزرگ مهاجرت می‌کنند.

the myth about lemmings committing mass suicide is not true.

افسانه مربوط به خودکشی دسته جمعی سرمیدها درست نیست.

watching lemmings in their natural habitat is a unique experience.

تماشای سرمیدها در زیستگاه طبیعی آن‌ها تجربه‌ای منحصر به فرد است.

documentaries often feature lemmings in their wildlife segments.

فیلم‌های مستند اغلب سرمیدها را در بخش‌های حیات وحشی خود نشان می‌دهند.

many animals, like lemmings, have adapted to harsh environments.

بسیاری از حیوانات، مانند سرمیدها، با محیط‌های سخت سازگار شده‌اند.

lemmings play an important role in their ecosystem.

سرمیدها نقش مهمی در اکوسیستم خود ایفا می‌کنند.

in folklore, lemmings are often depicted as mindless creatures.

در فولکلور، سرمیدها اغلب به عنوان موجوداتی بی‌فکر به تصویر کشیده می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید