lemonade

[ایالات متحده]/ˌleməˈneɪd/
[بریتانیا]/ˌleməˈneɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوشیدنی شیرین شده‌ای که از لیموها، یک میوه ترش، تهیه می‌شود.
Word Forms
جمعlemonades

عبارات و ترکیب‌ها

cold lemonade

لیموناد سرد

freshly squeezed lemonade

لیموناد تازه گیری شده

sparkling lemonade

لیموناد گازدار

جملات نمونه

23、Make a batch of fresh lemonade or limeade.

23، یک دسته لیموناد یا لیمویاد تازه درست کنید.

Make a batch of fresh lemonade or limeade.

یک دسته لیموناد یا لیمویاد تازه درست کنید.

She makes lemonade with lemons.

او با لیمو لیموناد درست می‌کند.

The enterprising children opened a lemonade stand.

کودکان با نشاط و ابتکار یک غرفه آب لیمو باز کردند.

Just a glass of orangeade or lemonade, please, if you have any.

فقط یک لیوان آب نارنج یا لیموناد، لطفاً، اگر دارید.

She tasted her lemonade, then added more sugar.

او لیمونادش را چشید و سپس شکر بیشتری اضافه کرد.

I let some lemonade fall on my clothes, and I'm not sure if I can wash it off.

اجازه دادم مقداری لیموناد روی لباس‌هایم بریزد و مطمئن نیستم بتوانم آن را بشویم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید