levantine

[ایالات متحده]/'lɛvən,taɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ابریشم لوانتینی
adj. لوانتینی، مرتبط با لوانت
vt. به خاکریز ساختن

عبارات و ترکیب‌ها

Levantine cuisine

آشپزی لووتانی

Levantine culture

فرهنگ لووتانی

جملات نمونه

levantine cuisine is known for its use of olive oil and spices.

آشپزی لووتانی به دلیل استفاده از روغن زیتون و ادویه‌جات شناخته شده است.

many levantine dishes feature ingredients like chickpeas and tahini.

بسیاری از غذاهای لووتانی شامل موادی مانند نخود و تاهینی هستند.

levantine architecture is characterized by its use of intricate mosaics.

معماری لووتانی به دلیل استفاده از موزاییک‌های پیچیده مشخص می‌شود.

levantine music often incorporates traditional instruments like the oud.

موسیقی لووتانی اغلب سازهای سنتی مانند عود را در خود جای می‌دهد.

to enjoy levantine hospitality is to experience warmth and generosity.

لذت بردن از مهمان‌نوازی لووتانی به معنای تجربه صمیمیت و سخاوت است.

levantine art is known for its vibrant colors and intricate patterns.

هنر لووتانی به دلیل رنگ‌های زنده و طرح‌های پیچیده خود شناخته شده است.

levantine culture is a blend of various influences from the Mediterranean region.

فرهنگ لووتانی ترکیبی از تأثیرات مختلف از منطقه مدیترانه است.

levantine literature often explores themes of identity and displacement.

ادبیات لووتانی اغلب مضامین هویت و آوارگی را بررسی می‌کند.

to savor levantine desserts is to indulge in sweet treats like baklava.

لذت بردن از دسرهای لووتانی به معنای لذت بردن از شیرینی‌های خوشمزه مانند باقلوا است.

levantine textiles are known for their intricate embroidery and vibrant colors.

منسوجات لووتانی به دلیل گلدوزی‌های پیچیده و رنگ‌های زنده خود شناخته شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید