lexicons

[ایالات متحده]/ˈlɛksɪkənz/
[بریتانیا]/ˈlɛksɪˌkɑnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع لکسیکون؛ دیکشنری‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

legal lexicons

فرهنگستان‌های حقوقی

technical lexicons

فرهنگستان‌های فنی

academic lexicons

فرهنگستان‌های دانشگاهی

specialized lexicons

فرهنگستان‌های تخصصی

bilingual lexicons

فرهنگستان‌های دو زبانه

digital lexicons

فرهنگستان‌های دیجیتال

historical lexicons

فرهنگستان‌های تاریخی

online lexicons

فرهنگستان‌های آنلاین

visual lexicons

فرهنگستان‌های تصویری

native lexicons

فرهنگستان‌های بومی

جملات نمونه

lexicons are essential for language learners.

واژه‌نامه‌ها برای زبان‌آموزان ضروری هستند.

different lexicons can reflect cultural nuances.

واژه‌نامه‌های مختلف می‌توانند تفاوت‌های فرهنگی را نشان دهند.

he compiled a lexicon of technical terms.

او مجموعه‌ای از واژه‌نامه‌های اصطلاحات فنی تهیه کرد.

the lexicon of a language evolves over time.

واژه‌نامه یک زبان در طول زمان تکامل می‌یابد.

she referred to various lexicons while writing.

او در هنگام نوشتن به واژه‌نامه‌های مختلف اشاره کرد.

understanding lexicons helps improve vocabulary.

درک واژه‌نامه‌ها به بهبود دایره لغات کمک می‌کند.

lexicons can be digital or printed.

واژه‌نامه‌ها می‌توانند دیجیتال یا چاپی باشند.

many lexicons include example sentences.

واژه‌نامه‌های بسیاری شامل جملات نمونه هستند.

lexicons are useful for translators.

واژه‌نامه‌ها برای مترجمان مفید هستند.

she is building her own lexicon of slang.

او در حال ساختن واژه‌نامه اصطلاحات عامیانه خود است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید