libertarians

[ایالات متحده]/ˌlɪbəˈtɛəriənz/
[بریتانیا]/ˌlɪbərˈtɛriənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (جمع) مدافعان آزادی در فکر یا عمل

عبارات و ترکیب‌ها

libertarians unite

لیبرترین‌ها متحد شوند

libertarians believe

لیبرترین‌ها معتقدند

libertarians advocate

لیبرترین‌ها حمایت می‌کنند

libertarians support

لیبرترین‌ها پشتیبانی می‌کنند

libertarians oppose

لیبرترین‌ها مخالف هستند

libertarians discuss

لیبرترین‌ها بحث می‌کنند

libertarians promote

لیبرترین‌ها ترویج می‌کنند

libertarians organize

لیبرترین‌ها سازماندهی می‌کنند

libertarians campaign

لیبرترین‌ها کمپین می‌کنند

libertarians challenge

لیبرترین‌ها به چالش می‌کشند

جملات نمونه

libertarians advocate for minimal government intervention.

لیبرترین‌ها از مداخله حداقلی دولت حمایت می‌کنند.

many libertarians believe in personal responsibility.

بسیاری از لیبرترین‌ها به مسئولیت شخصی اعتقاد دارند.

libertarians often support free market policies.

لیبرترین‌ها اغلب از سیاست‌های بازار آزاد حمایت می‌کنند.

some libertarians argue against taxation.

برخی از لیبرترین‌ها با مالیات مخالفت می‌کنند.

libertarians emphasize individual liberty and freedom.

لیبرترین‌ها بر آزادی و رهایی فردی تاکید می‌کنند.

in debates, libertarians often challenge government regulations.

در بحث‌ها، لیبرترین‌ها اغلب مقررات دولتی را به چالش می‌کشند.

libertarians have a unique perspective on social issues.

لیبرترین‌ها دیدگاهی منحصر به فرد در مورد مسائل اجتماعی دارند.

many libertarians support the right to bear arms.

بسیاری از لیبرترین‌ها از حق حمل سلاح حمایت می‌کنند.

libertarians often promote civil liberties for all.

لیبرترین‌ها اغلب آزادی‌های مدنی را برای همه ترویج می‌کنند.

some libertarians are skeptical of foreign interventions.

برخی از لیبرترین‌ها در مورد مداخلات خارجی مردد هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید