lifesavings

[ایالات متحده]/ˈlaɪfˌseɪvɪŋz/
[بریتانیا]/ˈlaɪfˌseɪvɪŋz/

ترجمه

adj. مربوط به نجات زندگی یا ارائه نجات
n. عمل نجات یک زندگی یا نجات

عبارات و ترکیب‌ها

lifesavings account

حساب پس‌انداز

lifesavings plan

برنامه پس‌انداز

lifesavings fund

صندوق پس‌انداز

lifesavings goal

هدف پس‌انداز

lifesavings investment

سرمایه‌گذاری پس‌انداز

lifesavings strategy

استراتژی پس‌انداز

lifesavings tips

نکات پس‌انداز

lifesavings advice

مشاوره پس‌انداز

lifesavings options

گزینه‌های پس‌انداز

lifesavings calculator

ماشین حساب پس‌انداز

جملات نمونه

she used her lifesavings to start a new business.

او از پس‌انداز خود برای شروع یک کسب و کار جدید استفاده کرد.

his lifesavings were wiped out in the stock market crash.

پس‌انداز او در سقوط بازار سهام از بین رفت.

they invested their lifesavings in real estate.

آنها پس‌انداز خود را در املاک و مستغلات سرمایه‌گذاری کردند.

she was proud of her lifesavings and what they represented.

او به پس‌انداز و آنچه نشان می‌داد، افتخار می‌کرد.

he saved his lifesavings for retirement.

او پس‌انداز خود را برای بازنشستگی پس‌انداز کرد.

using her lifesavings, she traveled around the world.

با استفاده از پس‌انداز خود، او به دور دنیا سفر کرد.

they had to dip into their lifesavings during the pandemic.

آنها مجبور شدند در طول همه‌گیری به پس‌انداز خود متوسل شوند.

his lifesavings allowed him to buy his dream home.

پس‌انداز او به او اجازه داد خانه‌ رویایی خود را بخرد.

she was hesitant to use her lifesavings for medical expenses.

او در استفاده از پس‌انداز خود برای هزینه‌های پزشکی مردد بود.

they celebrated reaching their financial goals with their lifesavings.

آنها رسیدن به اهداف مالی خود را با پس‌انداز خود جشن گرفتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید