multiple lifetimes
چندین زندگی
past lifetimes
زندگیهای گذشته
future lifetimes
زندگیهای آینده
different lifetimes
زندگیهای متفاوت
short lifetimes
زندگیهای کوتاه
long lifetimes
زندگیهای طولانی
sacred lifetimes
زندگیهای مقدس
parallel lifetimes
زندگیهای موازی
shared lifetimes
زندگیهای مشترک
lost lifetimes
زندگیهای گمشده
we only get one or two lifetimes to make a difference.
ما فقط یک یا دو فرصت در زندگی برای ایجاد تفاوت داریم.
some believe that we can learn valuable lessons across lifetimes.
برخی معتقدند که میتوانیم درسهای ارزشمندی را در طول زندگی کسب کنیم.
many cultures have beliefs about reincarnation and lifetimes.
فرهنگهای بسیاری باورهایی در مورد تناسخ و زندگی دارند.
he felt that his lifetimes were intertwined with hers.
او احساس میکرد که زندگیهای او با زندگی او در هم تنیده شده است.
we should cherish the moments we have in our lifetimes.
ما باید از لحظاتی که در زندگی خود داریم قدردانی کنیم.
some experiences can change the course of our lifetimes.
برخی از تجربیات میتوانند مسیر زندگی ما را تغییر دهند.
she believed that love could transcend lifetimes.
او معتقد بود که عشق میتواند از محدودیتهای زندگی فراتر رود.
he wanted to leave a legacy that would last for lifetimes.
او میخواست میراثی از خود به جا بگذارد که برای نسلها باقی بماند.
throughout our lifetimes, we encounter many challenges.
در طول زندگی خود، ما با چالشهای بسیاری روبرو هستیم.
they say that friendships can last lifetimes if nurtured.
میگویند اگر دوستی را تقویت کرد، میتواند برای نسلها ادامه یابد.
multiple lifetimes
چندین زندگی
past lifetimes
زندگیهای گذشته
future lifetimes
زندگیهای آینده
different lifetimes
زندگیهای متفاوت
short lifetimes
زندگیهای کوتاه
long lifetimes
زندگیهای طولانی
sacred lifetimes
زندگیهای مقدس
parallel lifetimes
زندگیهای موازی
shared lifetimes
زندگیهای مشترک
lost lifetimes
زندگیهای گمشده
we only get one or two lifetimes to make a difference.
ما فقط یک یا دو فرصت در زندگی برای ایجاد تفاوت داریم.
some believe that we can learn valuable lessons across lifetimes.
برخی معتقدند که میتوانیم درسهای ارزشمندی را در طول زندگی کسب کنیم.
many cultures have beliefs about reincarnation and lifetimes.
فرهنگهای بسیاری باورهایی در مورد تناسخ و زندگی دارند.
he felt that his lifetimes were intertwined with hers.
او احساس میکرد که زندگیهای او با زندگی او در هم تنیده شده است.
we should cherish the moments we have in our lifetimes.
ما باید از لحظاتی که در زندگی خود داریم قدردانی کنیم.
some experiences can change the course of our lifetimes.
برخی از تجربیات میتوانند مسیر زندگی ما را تغییر دهند.
she believed that love could transcend lifetimes.
او معتقد بود که عشق میتواند از محدودیتهای زندگی فراتر رود.
he wanted to leave a legacy that would last for lifetimes.
او میخواست میراثی از خود به جا بگذارد که برای نسلها باقی بماند.
throughout our lifetimes, we encounter many challenges.
در طول زندگی خود، ما با چالشهای بسیاری روبرو هستیم.
they say that friendships can last lifetimes if nurtured.
میگویند اگر دوستی را تقویت کرد، میتواند برای نسلها ادامه یابد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید