bed linens
ملس ملحفه
table linens
ملس سفره
clean linens
ملس تمیز
luxury linens
ملس لوکس
cotton linens
ملس نخی
fresh linens
ملس تازه
white linens
ملس سفید
floral linens
ملس گلدار
hotel linens
ملس هتلی
soft linens
ملس نرم
we need to buy new linens for the guest room.
ما باید ملسوتهای جدیدی برای اتاق مهمانها خریداری کنیم.
she folded the linens neatly and placed them in the drawer.
او ملسوتها را به دقت تا کرد و آنها را در کشو قرار داد.
he prefers cotton linens for a comfortable sleep.
او ترجیح میدهد از ملسوتهای نخی برای داشتن یک خواب راحت استفاده کند.
the hotel provides fresh linens every day.
هتل هر روز ملسوتهای تازه ارائه میدهد.
we should wash the linens before our guests arrive.
ما باید ملسوتها را قبل از ورود مهمانها بشوییم.
she chose bright colored linens to brighten up the room.
او ملسوتهای رنگارنگ انتخاب کرد تا اتاق را روشنتر کند.
the linens were soft and luxurious, making the bed inviting.
ملسوتها نرم و لوکس بودند و تختخواب را دعوتکننده میکردند.
he always keeps extra linens in the closet for emergencies.
او همیشه ملسوتهای اضافی را در کمد برای مواقع اضطراری نگه میدارد.
they decided to coordinate the linens with the curtains.
آنها تصمیم گرفتند ملسوتها را با پردهها هماهنگ کنند.
it's important to choose the right linens for each season.
انتخاب ملسوتهای مناسب برای هر فصل مهم است.
bed linens
ملس ملحفه
table linens
ملس سفره
clean linens
ملس تمیز
luxury linens
ملس لوکس
cotton linens
ملس نخی
fresh linens
ملس تازه
white linens
ملس سفید
floral linens
ملس گلدار
hotel linens
ملس هتلی
soft linens
ملس نرم
we need to buy new linens for the guest room.
ما باید ملسوتهای جدیدی برای اتاق مهمانها خریداری کنیم.
she folded the linens neatly and placed them in the drawer.
او ملسوتها را به دقت تا کرد و آنها را در کشو قرار داد.
he prefers cotton linens for a comfortable sleep.
او ترجیح میدهد از ملسوتهای نخی برای داشتن یک خواب راحت استفاده کند.
the hotel provides fresh linens every day.
هتل هر روز ملسوتهای تازه ارائه میدهد.
we should wash the linens before our guests arrive.
ما باید ملسوتها را قبل از ورود مهمانها بشوییم.
she chose bright colored linens to brighten up the room.
او ملسوتهای رنگارنگ انتخاب کرد تا اتاق را روشنتر کند.
the linens were soft and luxurious, making the bed inviting.
ملسوتها نرم و لوکس بودند و تختخواب را دعوتکننده میکردند.
he always keeps extra linens in the closet for emergencies.
او همیشه ملسوتهای اضافی را در کمد برای مواقع اضطراری نگه میدارد.
they decided to coordinate the linens with the curtains.
آنها تصمیم گرفتند ملسوتها را با پردهها هماهنگ کنند.
it's important to choose the right linens for each season.
انتخاب ملسوتهای مناسب برای هر فصل مهم است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید