linguine

[ایالات متحده]/lɪŋˈɡwiːni/
[بریتانیا]/lɪŋˈɡwiːni/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (ایتالیایی) پاستای صاف
Word Forms
جمعlinguines

عبارات و ترکیب‌ها

linguine with clams

غذای دریایی با لنگوینی

vegetable linguine

لنگوینی سبزیجات

linguine al pesto

لنگوینی آل پاستو

spicy linguine

لنگوینی تند

linguine primavera

لنگوینی پرایماورا

linguine marinara

لنگوینی مارینارا

creamy linguine

لنگوینی خامه‌ای

linguine carbonara

لنگوینی کاربونارا

linguine salad

سالاد لنگوینی

garlic linguine

لنگوینی سیر

جملات نمونه

he ordered linguine with clams at the restaurant.

او در رستوران، لنگوینی با صدف سفارش داد.

my favorite dish is linguine tossed in garlic and olive oil.

غذاي مورد علاقه من لنگويني است که با سير و روغن زيتون سرخ شده است.

we decided to make linguine for dinner tonight.

ما تصميم گرفتيم امشب برای شام لنگوینی درست کنیم.

linguine is perfect for creamy sauces.

لنگوینی برای سس های خامه‌ای عالی است.

she loves to experiment with different linguine recipes.

او عاشق آزمایش دستور العمل های مختلف لنگوینی است.

they served the linguine with a fresh tomato sauce.

آنها لنگوینی را با سس گوجه فرنگی تازه سرو کردند.

he prefers linguine over spaghetti for his pasta dishes.

او ترجیح می دهد لنگوینی را به اسپاگتی برای غذاهای پاستا خود.

for a quick meal, linguine is a great option.

برای یک وعده غذایی سریع، لنگوینی گزینه خوبی است.

the linguine was cooked to perfection.

لنگوینی به طور کامل پخته شده بود.

she garnished the linguine with fresh basil leaves.

او لنگوینی را با برگهای ریحان تازه تزئین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید