littorals

[ایالات متحده]/ˈlɪtərəls/
[بریتانیا]/ˈlɪtərəlz/

ترجمه

n. مناطق ساحلی

عبارات و ترکیب‌ها

coastal littorals

littorals ساحلی

marine littorals

littorals دریایی

protected littorals

littorals محافظت‌شده

natural littorals

littorals طبیعی

urban littorals

littorals شهری

freshwater littorals

littorals آب شیرین

tropical littorals

littorals استوایی

ecological littorals

littorals اکولوژیکی

sandy littorals

littorals شنی

rocky littorals

littorals صخره ای

جملات نمونه

the littorals are rich in biodiversity.

نواحی ساحلی سرشار از تنوع زیستی هستند.

many species thrive in littoral zones.

بسیاری از گونه‌ها در مناطق ساحلی به خوبی رشد می‌کنند.

coastal erosion affects the littorals significantly.

فرسایش ساحلی تأثیر قابل توجهی بر مناطق ساحلی دارد.

research on littorals is crucial for conservation.

تحقیقات در مورد مناطق ساحلی برای حفاظت بسیار مهم است.

fishermen often work in the littorals.

ماهیت‌گیران اغلب در مناطق ساحلی کار می‌کنند.

littorals provide essential habitats for wildlife.

مناطق ساحلی زیستگاه‌های ضروری برای حیات وحش فراهم می‌کنند.

pollution threatens the health of littorals.

آلودگی سلامت مناطق ساحلی را تهدید می‌کند.

many coastal communities rely on littoral resources.

بسیاری از جوامع ساحلی به منابع مناطق ساحلی متکی هستند.

littorals play a key role in climate regulation.

مناطق ساحلی نقش کلیدی در تنظیم آب و هوا ایفا می‌کنند.

tourism in littorals boosts local economies.

گردشگری در مناطق ساحلی اقتصاد محلی را تقویت می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید