looked

[ایالات متحده]/lʊkt/
[بریتانیا]/lʊkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته look؛ توجه کردن؛ به سمت یا رو به روی چیزی قرار دادن؛ جستجو کردن برای

عبارات و ترکیب‌ها

looked good

به نظر خوب رسید

looked around

چپ و راست نگاه کرد

looked back

به عقب نگاه کرد

looked up

بالا نگاه کرد

looked down

پایین نگاه کرد

looked lost

گم شده به نظر رسید

looked happy

خوشحال به نظر رسید

looked tired

خسته به نظر رسید

looked different

متفاوت به نظر رسید

looked familiar

آشنا به نظر رسید

جملات نمونه

she looked happy at the party.

او در مهمانی خوشحال به نظر رسید.

he looked surprised when he heard the news.

او وقتی خبر را شنید متعجب به نظر رسید.

the child looked up at the sky.

کودک به آسمان نگاه کرد.

they looked for a new house together.

آنها با هم به دنبال یک خانه جدید گشتند.

she looked through the window at the rain.

او از پنجره به باران نگاه کرد.

he looked back at his childhood memories.

او به خاطرات دوران کودکی خود نگاه کرد.

the team looked confident before the game.

تیم قبل از بازی با اعتماد به نفس به نظر رسید.

she looked forward to the weekend.

او مشتاق آخر هفته بود.

he looked down at his shoes in embarrassment.

او از خجالت سرش را پایین انداخت و به کفشش نگاه کرد.

the book looked interesting on the shelf.

کتاب در قفسه جالب به نظر می رسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید