lossess

[ایالات متحده]/lɒsɪz/
[بریتانیا]/lɔːsɪz/

ترجمه

n. تلفات (شکل جمع از تلف شدن)؛ میزان یا موارد از دست دادن چیزی.

عبارات و ترکیب‌ها

losses occur

Persian_translation

financial losses

prevent losses

minimize losses

losses increase

losses affect

losses reduce

losses result

losses grow

losses matter

جملات نمونه

the company reported significant financial losses last quarter due to declining sales.

شرکت زیان‌های مالی قابل توجهی را در فصل گذشته به دلیل کاهش فروش گزارش کرد.

investors suffered heavy losses when the stock market unexpectedly crashed.

سرمایه‌گذاران متحمل زیان‌های سنگینی شدند زمانی که بازار سهام به طور غیرمنتظره‌ای سقوط کرد.

the army incurred substantial losses during the prolonged military campaign.

ارتش متحمل تلفات قابل توجهی در جریان عملیات نظامی طولانی‌مدت شد.

families experienced profound emotional loss following the tragic accident.

خانواده‌ها پس از حادثه غم‌انگیز، فقدان عاطفی عمیقی را تجربه کردند.

the sports team sustained unexpected losses due to multiple key player injuries.

تیم ورزشی به دلیل آسیب‌دیدگی چند بازیکن کلیدی، متحمل شکست‌های غیرمنتظره‌ای شد.

businesses must develop strategies to minimize potential losses during economic uncertainty.

کسب‌وکارها باید استراتژی‌هایی را برای به حداقل رساندن زیان‌های احتمالی در زمان عدم اطمینان اقتصادی توسعه دهند.

she struggled to cope with the overwhelming loss of her lifelong partner.

او برای کنار آمدن با فقدان طاقت‌فرسا از شریک زندگی مادام‌العمرش تلاش کرد.

the support group helps individuals grieving personal loss and processing difficult emotions.

گروه پشتیبانی به افراد در حال سوگواری برای فقدان شخصی و پردازش احساسات دشوار کمک می‌کند.

actuaries carefully calculate potential losses to establish fair insurance premium rates.

متخصصان بیمه به دقت زیان‌های احتمالی را محاسبه می‌کنند تا نرخ‌های حق بیمه منصفانه تعیین کنند.

after continuous setbacks, the founder decided to cut her losses and dissolve the startup.

پس از شکست‌های پی‌در‌پی، بنیان‌گذار تصمیم گرفت زیان‌های خود را کاهش دهد و استارتاپ را منحل کند.

the earthquake caused catastrophic losses of lives, homes, and critical infrastructure.

زلزله باعث تلفات فاجعه‌بار جان‌ها، خانه‌ها و زیرساخت‌های حیاتی شد.

he found it challenging to accept the loss of professional identity and career purpose.

او قبول این موضوع را که هویت حرفه‌ای و هدف شغلی خود را از دست داده است، چالش‌برانگیز یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید