lump sum payment
پرداخت یکجا
lump sum
مبلغ یکجا
lump coal
زغال خرد شده
lump ore
گندله سنگ آهن
in a lump
به صورت یکجا
lump sum price
قیمت یکجا
like it or lump it.
یا دوست داشته باش یا تحمل کن.
There are some lumps in the sauce.
در سس چند لکه وجود دارد.
There is a lump in his neck.
یک غده در گردن او وجود دارد.
We will lump our money.
ما پولمان را جمع خواهیم کرد.
there was a lump of ice floating in the milk.
تکهای یخ در شیر شناور بود.
a lumping great helping of pudding
یک مقدار زیاد دسر.
That’s the situation—like it or lump it!
این وضعیت است - دوست داشته باشید یا نه!
Break up these large lumps of dirt.
این توده های بزرگ خاک را خرد کنید.
Strain the custard to remove lumps.
کرامه را برای از بین بردن گره ها صاف کنید.
Nigel didn't like being lumped in with prisoners.
نایجل از قرار گرفتن در کنار زندانیان خوشحال نبود.
you can like it or lump it but I've got to work.
میتوانید دوست داشته باشید یا نه، اما من باید کار کنم.
I like taking one lump of sugar in my tea.
من دوست دارم یک حبه قند در چایم بریزم.
The cost of these two trips can be lumped together.
هزینه این دو سفر را میتوان با هم جمع کرد.
The lad's pocket was lumped with various articles.
جیب پسر با وسایل مختلف پر شده بود.
I thanked him with a lump in my throat.
با گلویی گره خورده از او تشکر کردم.
lump sum payment
پرداخت یکجا
lump sum
مبلغ یکجا
lump coal
زغال خرد شده
lump ore
گندله سنگ آهن
in a lump
به صورت یکجا
lump sum price
قیمت یکجا
like it or lump it.
یا دوست داشته باش یا تحمل کن.
There are some lumps in the sauce.
در سس چند لکه وجود دارد.
There is a lump in his neck.
یک غده در گردن او وجود دارد.
We will lump our money.
ما پولمان را جمع خواهیم کرد.
there was a lump of ice floating in the milk.
تکهای یخ در شیر شناور بود.
a lumping great helping of pudding
یک مقدار زیاد دسر.
That’s the situation—like it or lump it!
این وضعیت است - دوست داشته باشید یا نه!
Break up these large lumps of dirt.
این توده های بزرگ خاک را خرد کنید.
Strain the custard to remove lumps.
کرامه را برای از بین بردن گره ها صاف کنید.
Nigel didn't like being lumped in with prisoners.
نایجل از قرار گرفتن در کنار زندانیان خوشحال نبود.
you can like it or lump it but I've got to work.
میتوانید دوست داشته باشید یا نه، اما من باید کار کنم.
I like taking one lump of sugar in my tea.
من دوست دارم یک حبه قند در چایم بریزم.
The cost of these two trips can be lumped together.
هزینه این دو سفر را میتوان با هم جمع کرد.
The lad's pocket was lumped with various articles.
جیب پسر با وسایل مختلف پر شده بود.
I thanked him with a lump in my throat.
با گلویی گره خورده از او تشکر کردم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید