car lurches
خودرو به طور ناگهانی تکان میخورد
boat lurches
قایق به طور ناگهانی تکان میخورد
body lurches
بدن به طور ناگهانی تکان میخورد
train lurches
قطار به طور ناگهانی تکان میخورد
vehicle lurches
وسیله نقلیه به طور ناگهانی تکان میخورد
ship lurches
کشتی به طور ناگهانی تکان میخورد
forward lurches
تکانهای رو به جلو
sudden lurches
تکانهای ناگهانی
lurches forward
به طور ناگهانی به جلو میرود
lurches back
به طور ناگهانی به عقب میرود
the car lurches forward unexpectedly.
ماشین به طور غیرمنتظره به جلو میخزد.
she lurches to the side when she loses her balance.
وقتی تعادلش را از دست میدهد، به یک طرف میخزد.
the boat lurches in the rough sea.
قایق در دریای خشن به جلو میخزد.
he lurches out of bed in the morning.
او صبح از رختخواب بیرون میخزد.
the train lurches as it starts moving.
قطار با شروع حرکت به جلو میخزد.
she lurches forward when the elevator stops suddenly.
وقتی آسانسور ناگهان متوقف میشود، به جلو میخزد.
the crowd lurches when the concert begins.
وقتی کنسرت شروع میشود، جمعیت به جلو میخزد.
he lurches back in surprise at the loud noise.
با شنیدن صدای بلند، با تعجب به عقب میخزد.
the ship lurches with each wave.
با هر موج، کشتی به جلو میخزد.
she lurches as she tries to walk on the uneven ground.
وقتی سعی میکند روی زمین ناهموار راه برود، میخزد.
car lurches
خودرو به طور ناگهانی تکان میخورد
boat lurches
قایق به طور ناگهانی تکان میخورد
body lurches
بدن به طور ناگهانی تکان میخورد
train lurches
قطار به طور ناگهانی تکان میخورد
vehicle lurches
وسیله نقلیه به طور ناگهانی تکان میخورد
ship lurches
کشتی به طور ناگهانی تکان میخورد
forward lurches
تکانهای رو به جلو
sudden lurches
تکانهای ناگهانی
lurches forward
به طور ناگهانی به جلو میرود
lurches back
به طور ناگهانی به عقب میرود
the car lurches forward unexpectedly.
ماشین به طور غیرمنتظره به جلو میخزد.
she lurches to the side when she loses her balance.
وقتی تعادلش را از دست میدهد، به یک طرف میخزد.
the boat lurches in the rough sea.
قایق در دریای خشن به جلو میخزد.
he lurches out of bed in the morning.
او صبح از رختخواب بیرون میخزد.
the train lurches as it starts moving.
قطار با شروع حرکت به جلو میخزد.
she lurches forward when the elevator stops suddenly.
وقتی آسانسور ناگهان متوقف میشود، به جلو میخزد.
the crowd lurches when the concert begins.
وقتی کنسرت شروع میشود، جمعیت به جلو میخزد.
he lurches back in surprise at the loud noise.
با شنیدن صدای بلند، با تعجب به عقب میخزد.
the ship lurches with each wave.
با هر موج، کشتی به جلو میخزد.
she lurches as she tries to walk on the uneven ground.
وقتی سعی میکند روی زمین ناهموار راه برود، میخزد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید