| جمع | machetes |
The explorer used a machete to clear a path through the dense jungle.
کاوشگر از یک ماتِت برای باز کردن مسیری در جنگل انبوه استفاده کرد.
He grabbed a machete to chop down the overgrown bushes in the backyard.
او یک ماتِت برداشت تا بوتههای بیش از حد رشد کرده در حیاط پشتی را قطع کند.
The farmer used a machete to harvest crops in the fields.
کشاورز از یک ماتِت برای برداشت محصول در مزارع استفاده کرد.
She carried a machete for protection while hiking in the wilderness.
او در حالی که در طبیعت وحشی پیادهروی میکرد، یک ماتِت برای محافظت همراه داشت.
The machete is a versatile tool for cutting, chopping, and clearing vegetation.
ماتِت یک ابزار چند منظوره برای برش، خرد کردن و پاکسازی پوشش گیاهی است.
The machete is commonly used in agricultural and outdoor activities.
ماتِت معمولاً در فعالیتهای کشاورزی و فضای باز استفاده میشود.
He skillfully wielded the machete to trim the tree branches.
او با مهارت یک ماتِت را برای هرس شاخههای درخت به کار برد.
The machete is an essential tool for survival in the wilderness.
ماتِت یک ابزار ضروری برای بقا در طبیعت وحشی است.
Sheathed in a leather case, the machete hung from his belt.
در یک غلاف چرمی، ماتِت از کمربند او آویزان بود.
The machete blade gleamed in the sunlight as he sharpened it against a stone.
تیغه ماتِت در نور خورشید میدرخشید، زیرا او آن را در برابر سنگ تیز میکرد.
The explorer used a machete to clear a path through the dense jungle.
کاوشگر از یک ماتِت برای باز کردن مسیری در جنگل انبوه استفاده کرد.
He grabbed a machete to chop down the overgrown bushes in the backyard.
او یک ماتِت برداشت تا بوتههای بیش از حد رشد کرده در حیاط پشتی را قطع کند.
The farmer used a machete to harvest crops in the fields.
کشاورز از یک ماتِت برای برداشت محصول در مزارع استفاده کرد.
She carried a machete for protection while hiking in the wilderness.
او در حالی که در طبیعت وحشی پیادهروی میکرد، یک ماتِت برای محافظت همراه داشت.
The machete is a versatile tool for cutting, chopping, and clearing vegetation.
ماتِت یک ابزار چند منظوره برای برش، خرد کردن و پاکسازی پوشش گیاهی است.
The machete is commonly used in agricultural and outdoor activities.
ماتِت معمولاً در فعالیتهای کشاورزی و فضای باز استفاده میشود.
He skillfully wielded the machete to trim the tree branches.
او با مهارت یک ماتِت را برای هرس شاخههای درخت به کار برد.
The machete is an essential tool for survival in the wilderness.
ماتِت یک ابزار ضروری برای بقا در طبیعت وحشی است.
Sheathed in a leather case, the machete hung from his belt.
در یک غلاف چرمی، ماتِت از کمربند او آویزان بود.
The machete blade gleamed in the sunlight as he sharpened it against a stone.
تیغه ماتِت در نور خورشید میدرخشید، زیرا او آن را در برابر سنگ تیز میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید