maggot

[ایالات متحده]/'mægət/
[بریتانیا]/'mægət/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لارو; یک ایده خیالی یا عجیب و غریب.
Word Forms
جمعmaggots

جملات نمونه

He used maggots as live bait.

او از چرمگس‌ها به عنوان طعمه زنده استفاده کرد.

must achievement always carry the maggot of guilt in it?.

آیا دستاورد همیشه باید گناه را با خود حمل کند؟.

The rattailed maggot, for example, possesses a "snorklelike" telescopic air tube .

کرمک‌های دم‌دار، به عنوان مثال، دارای یک لوله هوای تلسکوپی و شبیه به غواصی هستند.

The smell of rotting meat attracted maggots.

بوی گوشت در حال پوسیدگی، جیرجیرک‌ها را جذب کرد.

The garbage bin was infested with maggots.

سطل زباله پر از جیرجیرک بود.

The sight of maggots made her nauseous.

دیدن جیرجیرک‌ها باعث تهوع او شد.

Maggots are often found in decaying organic matter.

جیرجیرک‌ها اغلب در مواد آلی در حال پوسیدگی یافت می‌شوند.

The farmer used maggots to clean the wounds of his livestock.

کشاورز از جیرجیرک‌ها برای تمیز کردن زخم‌های دام‌های خود استفاده کرد.

Maggots play a vital role in breaking down dead organisms.

جیرجیرک‌ها نقش مهمی در تجزیه اجساد دارند.

The medical team used maggots for debridement on the patient's wound.

تیم پزشکی از جیرجیرک‌ها برای پاکسازی زخم بیمار استفاده کرد.

After a few days, the maggots had consumed all the decaying flesh.

پس از چند روز، جیرجیرک‌ها تمام گوشت در حال پوسیدگی را مصرف کرده بودند.

Maggots are often used in forensic entomology to determine the time of death.

جیرجیرک‌ها اغلب در حشره‌شناسی قانونی برای تعیین زمان مرگ استفاده می‌شوند.

The fisherman used maggots as bait to catch more fish.

ماهیگیر از جیرجیرک‌ها به عنوان طعمه برای گرفتن ماهی بیشتر استفاده کرد.

نمونه‌های واقعی

I have heard of some cooks who have had to wipe away maggots.

من در مورد برخی از آشپزانی شنیده ام که مجبور شده اند چرمگس ها را پاک کنند.

منبع: Victoria Kitchen

You know they can cross over like acting the maggot, acting the idiot.

می دانید آنها می توانند مانند نقش بازی کردن چرمگس، نقش یک احمق را بازی کنند.

منبع: Learn slang from celebrities.

I was forced to pull out about 30 maggots and actually felt pretty proud of myself.

من مجبور شدم حدود 30 چرمگس بیرون بکشم و در واقعم احساس خوبی از خودم داشتم.

منبع: Listen to a little bit of fresh news every day.

Come on, you maggots. Move it!

بیا، شما چرمگس ها. حرکت کن!

منبع: Christmas look look look

Why, thank you. - That was not a compliment, maggot!

چرا، متشکرم. - این یک تعریف نبود، چرمگس!

منبع: Universal Dialogue for Children's Animation

I noticed plenty of maggots, which is hardly surprising.

من متوجه شدم که تعداد زیادی چرمگس وجود دارد که به سختی غیرمنتظره است.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

I was...reading about the life cycle of maggots.

من ... در مورد چرخه زندگی چرمگس ها مطالعه کردم.

منبع: English little tyrant

Instantly, the maggots began digging deeper into my arm.

بلافاصله، چرمگس ها شروع به کندن عمیق تر در بازوی من کردند.

منبع: Listen to a little bit of fresh news every day.

Some maggots began falling out while others dug even deeper into my flesh.

برخی از چرمگس ها شروع به بیرون افتادن کردند در حالی که برخی دیگر حتی عمیق تر در گوشت من فرو رفتند.

منبع: Listen to a little bit of fresh news every day.

Not just the flies themselves......but the thought they used to be maggots.

نه فقط خود مگس ها ... بلکه این فکر که زمانی چرمگس بودند.

منبع: Goodbye, Christopher Robin.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید