malignances

[ایالات متحده]/məˈlɪɡnəns/
[بریتانیا]/məˈlaɪɡnəns/

ترجمه

n. کیفیت بدخواهی یا مضر بودن

عبارات و ترکیب‌ها

malignances revealed

افشای بدخیمی‌ها

malignances detected

تشخیص بدخیمی‌ها

malignances identified

شناسایی بدخیمی‌ها

malignances confirmed

تایید بدخیمی‌ها

malignances assessed

ارزیابی بدخیمی‌ها

malignances treated

درمان بدخیمی‌ها

malignances studied

مطالعه بدخیمی‌ها

malignances monitored

نظارت بر بدخیمی‌ها

malignances analyzed

تجزیه و تحلیل بدخیمی‌ها

malignances reported

گزارش بدخیمی‌ها

جملات نمونه

we must address the malignances in our community.

ما باید به مقابله با عوامل مخرب در جامعه خود بپردازیم.

the doctor warned about the malignances of excessive smoking.

دکتر در مورد عوامل مخرب استعمال دخانیات هشدار داد.

malignances can spread quickly if not controlled.

عوامل مخرب می‌توانند به سرعت گسترش یابند اگر کنترل نشوند.

she spoke about the malignances of corruption in politics.

او در مورد عوامل مخرب فساد در سیاست صحبت کرد.

identifying malignances early can save lives.

تشخیص زودهنگام عوامل مخرب می‌تواند جان انسان‌ها را نجات دهد.

they focused on eradicating the malignances in their system.

آنها بر ریشه‌کنی عوامل مخرب در سیستم خود تمرکز کردند.

understanding the malignances of misinformation is crucial.

درک عوامل مخرب اطلاعات نادرست بسیار مهم است.

the malignances in the environment need immediate attention.

عوامل مخرب در محیط زیست نیاز به توجه فوری دارند.

her research highlighted the malignances of social inequality.

تحقیقات او بر عوامل مخرب نابرابری اجتماعی تأکید کرد.

we should unite against the malignances that threaten our future.

ما باید در برابر عوامل مخربی که آینده ما را تهدید می‌کنند متحد شویم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید