| جمع | mammalogists |
a mammalogist
یک زیستشناس گوشتدار
the mammalogist studies
زیستشناس گوشتدار مطالعه میکند
mammalogist's research
پژوهشهای زیستشناس گوشتدار
becoming a mammalogist
شدن به زیستشناس گوشتدار
experienced mammalogists
زیستشناسان گوشتدار با تجربه
mammalogist observed
زیستشناس گوشتدار مشاهده کرد
the young mammalogist
زیستشناس گوشتدار جوان
mammalogists work
کار زیستشناسان گوشتدار
trained mammalogist
زیستشناس گوشتدار آموزشدیده
renowned mammalogist
زیستشناس گوشتدار معروف
the experienced mammalogist studied the bat's echolocation abilities.
زیستشناس حیوانات گیاهخوار با تجربه توانایی اکولوکاسیون ماموتها را مطالعه کرد.
a young mammalogist joined the research team to study primates.
یک زیستشناس حیوانات گیاهخوار جوان به تیم تحقیقاتی پیوست تا موریها را مطالعه کند.
the mammalogist identified several new species of rodents in the amazon.
زیستشناس حیوانات گیاهخوار چند گونه جدید موشهایی را در آمازون شناسایی کرد.
she is a renowned mammalogist specializing in marine mammals.
او یک زیستشناس حیوانات گیاهخوار معروف است که به حیوانات دریایی متخصص است.
the mammalogist used camera traps to monitor mammal populations.
زیستشناس حیوانات گیاهخوار از فخهای دوربینی برای نظارت بر جمعیت حیوانات گیاهخوار استفاده کرد.
he is a dedicated mammalogist passionate about wildlife conservation.
او یک زیستشناس حیوانات گیاهخوار وفادار است که به حفاظت از حیات وحش علاقهمند است.
the university hired a new mammalogist to lead the research lab.
دانشگاه یک زیستشناس حیوانات گیاهخوار جدید را استخدام کرد تا آزمایشگاه تحقیقاتی را رهبری کند.
the mammalogist collected data on mammal behavior and distribution.
زیستشناس حیوانات گیاهخوار دادههایی درباره رفتار و توزیع حیوانات گیاهخوار جمعآوری کرد.
the field work required the mammalogist to trek through dense forests.
کارهای میدانی نیاز به این داشت که زیستشناس حیوانات گیاهخوار از جنگلهای چگال عبور کند.
the mammalogist published a detailed report on the wolf population.
زیستشناس حیوانات گیاهخوار گزارشی جزئیاتدار درباره جمعیت شکارچیهای بزرگ منتشر کرد.
as a mammalogist, she frequently collaborates with veterinarians.
به عنوان یک زیستشناس حیوانات گیاهخوار، او به طور مکرر با پزشکی حیوانات همکاری میکند.
a mammalogist
یک زیستشناس گوشتدار
the mammalogist studies
زیستشناس گوشتدار مطالعه میکند
mammalogist's research
پژوهشهای زیستشناس گوشتدار
becoming a mammalogist
شدن به زیستشناس گوشتدار
experienced mammalogists
زیستشناسان گوشتدار با تجربه
mammalogist observed
زیستشناس گوشتدار مشاهده کرد
the young mammalogist
زیستشناس گوشتدار جوان
mammalogists work
کار زیستشناسان گوشتدار
trained mammalogist
زیستشناس گوشتدار آموزشدیده
renowned mammalogist
زیستشناس گوشتدار معروف
the experienced mammalogist studied the bat's echolocation abilities.
زیستشناس حیوانات گیاهخوار با تجربه توانایی اکولوکاسیون ماموتها را مطالعه کرد.
a young mammalogist joined the research team to study primates.
یک زیستشناس حیوانات گیاهخوار جوان به تیم تحقیقاتی پیوست تا موریها را مطالعه کند.
the mammalogist identified several new species of rodents in the amazon.
زیستشناس حیوانات گیاهخوار چند گونه جدید موشهایی را در آمازون شناسایی کرد.
she is a renowned mammalogist specializing in marine mammals.
او یک زیستشناس حیوانات گیاهخوار معروف است که به حیوانات دریایی متخصص است.
the mammalogist used camera traps to monitor mammal populations.
زیستشناس حیوانات گیاهخوار از فخهای دوربینی برای نظارت بر جمعیت حیوانات گیاهخوار استفاده کرد.
he is a dedicated mammalogist passionate about wildlife conservation.
او یک زیستشناس حیوانات گیاهخوار وفادار است که به حفاظت از حیات وحش علاقهمند است.
the university hired a new mammalogist to lead the research lab.
دانشگاه یک زیستشناس حیوانات گیاهخوار جدید را استخدام کرد تا آزمایشگاه تحقیقاتی را رهبری کند.
the mammalogist collected data on mammal behavior and distribution.
زیستشناس حیوانات گیاهخوار دادههایی درباره رفتار و توزیع حیوانات گیاهخوار جمعآوری کرد.
the field work required the mammalogist to trek through dense forests.
کارهای میدانی نیاز به این داشت که زیستشناس حیوانات گیاهخوار از جنگلهای چگال عبور کند.
the mammalogist published a detailed report on the wolf population.
زیستشناس حیوانات گیاهخوار گزارشی جزئیاتدار درباره جمعیت شکارچیهای بزرگ منتشر کرد.
as a mammalogist, she frequently collaborates with veterinarians.
به عنوان یک زیستشناس حیوانات گیاهخوار، او به طور مکرر با پزشکی حیوانات همکاری میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید