manifolded system
سیستم چندگانه
manifolded output
خروجی چندگانه
manifolded design
طراحی چندگانه
manifolded approach
رویکرد چندگانه
manifolded data
دادههای چندگانه
manifolded structure
ساختار چندگانه
manifolded process
فرآیند چندگانه
manifolded model
مدل چندگانه
manifolded analysis
تجزیه و تحلیل چندگانه
manifolded framework
چارچوب چندگانه
the artist manifolded her ideas into a stunning mural.
هنرمند ایدههای خود را به یک نقاشی خیرهکننده تبدیل کرد.
his thoughts manifolded during the brainstorming session.
در طول جلسه بارش فکری، افکار او گسترش یافت.
the project manifolded into several sub-projects.
پروژه به چندین زیر پروژه تبدیل شد.
her emotions manifolded, making it hard to express herself.
احساسات او گسترش یافت و بیان آنها را دشوار کرد.
the data manifolded into various categories for analysis.
دادهها به دستههای مختلف برای تجزیه و تحلیل تقسیم شدند.
his skills manifolded over the years, leading to new opportunities.
مهارتهای او در طول سالها گسترش یافت و منجر به فرصتهای جدید شد.
the discussion manifolded into several important topics.
بحث به چندین موضوع مهم گسترش یافت.
the company manifolded its services to reach a wider audience.
شرکت خدمات خود را گسترش داد تا مخاطبان بیشتری را جذب کند.
her creativity manifolded, resulting in innovative solutions.
خلاقیت او گسترش یافت و منجر به ارائه راه حل های نوآورانه شد.
the research manifolded, uncovering new insights.
تحقیقات گسترش یافت و بینشهای جدیدی را کشف کرد.
manifolded system
سیستم چندگانه
manifolded output
خروجی چندگانه
manifolded design
طراحی چندگانه
manifolded approach
رویکرد چندگانه
manifolded data
دادههای چندگانه
manifolded structure
ساختار چندگانه
manifolded process
فرآیند چندگانه
manifolded model
مدل چندگانه
manifolded analysis
تجزیه و تحلیل چندگانه
manifolded framework
چارچوب چندگانه
the artist manifolded her ideas into a stunning mural.
هنرمند ایدههای خود را به یک نقاشی خیرهکننده تبدیل کرد.
his thoughts manifolded during the brainstorming session.
در طول جلسه بارش فکری، افکار او گسترش یافت.
the project manifolded into several sub-projects.
پروژه به چندین زیر پروژه تبدیل شد.
her emotions manifolded, making it hard to express herself.
احساسات او گسترش یافت و بیان آنها را دشوار کرد.
the data manifolded into various categories for analysis.
دادهها به دستههای مختلف برای تجزیه و تحلیل تقسیم شدند.
his skills manifolded over the years, leading to new opportunities.
مهارتهای او در طول سالها گسترش یافت و منجر به فرصتهای جدید شد.
the discussion manifolded into several important topics.
بحث به چندین موضوع مهم گسترش یافت.
the company manifolded its services to reach a wider audience.
شرکت خدمات خود را گسترش داد تا مخاطبان بیشتری را جذب کند.
her creativity manifolded, resulting in innovative solutions.
خلاقیت او گسترش یافت و منجر به ارائه راه حل های نوآورانه شد.
the research manifolded, uncovering new insights.
تحقیقات گسترش یافت و بینشهای جدیدی را کشف کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید