mannequin

[ایالات متحده]/'mænɪkɪn/
[بریتانیا]/'mænəkɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مدل figura;;مانکن لباس.
Word Forms

جملات نمونه

She was too fat to be a mannequin.

او آنقدر چاق بود که نتوانست مانکن باشد.

life-size mannequins in full motley .

مانکن‌های با اندازه واقعی در تنوع کامل.

The mannequin displayed the latest fashion trends.

مانکن جدیدترین ترندهای مد را به نمایش گذاشت.

The store used mannequins to showcase their new clothing line.

فروشگاه از مانکن‌ها برای نمایش خط تولید لباس جدید خود استفاده کرد.

The designer dressed the mannequin in a stunning evening gown.

طراح، مانکن را با یک لباس شب خیره‌کننده پوشاند.

The mannequin's pose was carefully adjusted to highlight the features of the outfit.

حالت مانکن به دقت تنظیم شد تا ویژگی‌های لباس برجسته شود.

The mannequin stood stoically in the store window.

مانکن با وقار در ویترین مغازه ایستاده بود.

The mannequin's expressionless face made it seem almost lifelike.

چهره بی‌احساس مانکن باعث می‌شد که تقریباً شبیه به زندگی به نظر برسد.

The fashion designer used mannequins to visualize their ideas before creating actual garments.

طراح مد از مانکن‌ها برای تجسم ایده‌های خود قبل از ایجاد لباس‌های واقعی استفاده کرد.

The mannequin was carefully positioned to attract customers into the store.

مانکن به دقت در جایی قرار گرفت تا مشتریان را به داخل مغازه جذب کند.

The mannequin's limbs were adjustable to fit different clothing sizes.

اندام‌های مانکن قابل تنظیم بودند تا با اندازه‌های مختلف لباس‌ها مطابقت داشته باشند.

The mannequin was dressed in a casual outfit to appeal to a younger demographic.

مانکن با لباس‌های غیررسمی پوشیده شده بود تا برای مخاطبان جوان‌تر جذاب باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید