marathon

[ایالات متحده]/ˈmærəθən/
[بریتانیا]/ˈmærəθɑːn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک مسابقه دویدن مسافت طولانی; آزمایشی از استقامت
adj. مربوط به ماراتن; نمایش دهنده استقامت
vi. در یک مسابقه ماراتن شرکت کردن
Word Forms
جمعmarathons

عبارات و ترکیب‌ها

run a marathon

ماراتن دویدن

marathon training

آمادگی برای ماراتن

half marathon

ماراتن نیمه

marathon runner

ماراتن‌دو

boston marathon

ماراتن بوستون

جملات نمونه

a marathon speech of 6 hours

یک سخنرانی ماراتن به مدت ۶ ساعت

The marathon did me in.

ماراتن مرا از پای درآورد.

embarking on a marathon UK tour.

شرکت در یک تور دویدن ماراتن در انگلستان.

A marathon tests a runner's endurance.

ماراتن استقامت یک دونده را به چالش می‌کشد.

the fabulous endurance of a marathon runner.

استقامت شگفت‌انگیز یک دونده ماراتن

I’m hoping to be in the marathon next year.

امیدوارم سال آینده در ماراتن شرکت کنم.

the last leg of an interview marathon which began this summer.

آخرین مرحله از ماراتن مصاحبه که تابستان امسال آغاز شد.

marathon runners go through the pain barrier.

دوستان ماراتن از سد درد عبور می‌کنند.

She has the spare figure of a marathon runner.

او اندام ورزیده یک دونده ماراتن را دارد.

people expected the marathon runner supreme to win.

مردم انتظار داشتند که دونده ماراتن برتر برنده شود.

fifty -ries for Marathon race 50

پنجاه مسابقه ماراتن

finished the marathon in a disappointing 12th place.

ماراتن را در جایگاه دوازدهم ناامیدکننده به پایان رساند.

On the other hand, the ultra-marathoner might outlive us all.

از طرف دیگر، دونده ماراتن فوق‌العاده ممکن است از همه ما بیشتر عمر کند.

ran in the marathon; athletes who run for the gold medal.

در ماراتن شرکت کرد؛ ورزشکارانی که برای مدال طلا می‌دوند.

Accompanying the peripatetic Secretary of State on his shuttle diplomacy marathons,

همراه با وزیر امور خارجه پرسه زن در ماراتن دیپلماسی شاتل،

Ed Eyestone, a two-time Olympic marathoner and men's cross-country coach at Brigham Young University, has a master's degree in exercise physiology.

اد ایستون، دونده ماراتن المپیک دو بار و مربی دو و میدانی مردان در دانشگاه بریگم یانگ، مدرک کارشناسی ارشد در فیزیولوژی ورزشی دارد.

نمونه‌های واقعی

Yamaguchi says this is a marathon not a sprint.

یاماگوچی می‌گوید این یک ماراتن است، نه یک دوی سرعت.

منبع: CNN 10 Student English March 2020 Compilation

The move toward worldwide peace and prosperity is a marathon, not a sprint.

حرکت به سوی صلح و رفاه جهانی یک ماراتن است، نه یک دوی سرعت.

منبع: Prison Break Season 1

It has been both a marathon and a sprint.

هم یک ماراتن و هم یک دوی سرعت بوده است.

منبع: What it takes: Celebrity Interviews

The IELTS test is a marathon, right?

آزمون آیلتس یک ماراتن است، درسته؟

منبع: Tips for IELTS Speaking.

Running a marathon is very hard work.

دویدن یک ماراتن کار بسیار دشواری است.

منبع: Advanced Daily Grammar (Audio Version)

It's asked the government to take urgent action to cancel an upcoming marathon.

از دولت خواسته شده است که برای لغو یک ماراتن آتی اقدام فوری انجام دهد.

منبع: CNN 10 Student English November 2017 Collection

With the full marathon, the one year marathon.

با ماراتن کامل، ماراتن یک ساله.

منبع: Learn phonetics with Lucy.

My legs were sore after running the marathon.

بعد از دویدن ماراتن، پاهایم درد می‌کردند.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

The final event in the Olympics is the marathon.

آخرین رویداد در المپیک ماراتن است.

منبع: New Standard High School English Compulsory Volume 5 by Foreign Language Teaching and Research Press

It's like running a full marathon for four years.

این مثل دویدن یک ماراتن کامل به مدت چهار سال است.

منبع: CNN 10 Student English March 2021 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید