marca

[ایالات متحده]/ˈmɑːrkə/
[بریتانیا]/ˈmɑːrkə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

abbr. توافق هماهنگی قابلیت اطمینان منطقه میانی کنت
n. برند؛ سازنده (در محتواهای اسپانیایی و ایتالیایی استفاده می‌شود)

جملات نمونه

many luxury fashion marcas have become status symbols.

بسیاری از مارک‌های لوازم فشن لوکس به نماد وضعیت تبدیل شده‌اند.

the marca of this watch is known for precision.

مارک این ساعت به دقت معروف است.

spanish wines often highlight their marca heritage.

شامپاگن‌های اسپانیایی اغلب ارث مارک خود را تاکید می‌کنند.

this company's marca has grown significantly in asia.

مارک این شرکت در آسیا به طور قابل توجهی رشد کرده است.

the marca logo is recognized worldwide.

لوگوی مارک در سراسر جهان شناخته شده است.

consumers often trust established marcas.

مصرف کنندگان اغلب به مارک‌های ثابت اعتماد می‌کنند.

the marca identity reflects the company's values.

هویت مارک ارزش‌های شرکت را منعکس می‌کند.

some marcas focus on sustainable production.

برخی مارک‌ها روی تولید پایدار تمرکز دارند.

the marca competes with global competitors.

مارک با رقبای جهانی رقابت می‌کند.

new marcas must build brand awareness.

مارک‌های جدید باید آگاهی برند را ایجاد کنند.

this marca offers excellent quality.

این مارک کیفیت بسیار خوبی ارائه می‌دهد.

the marca uses traditional manufacturing methods.

مارک از روش‌های سنتی تولید استفاده می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید