marigold

[ایالات متحده]/'mærɪgəʊld/
[بریتانیا]/'mærɪɡold/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گیاهی با گل‌های زرد یا نارنجی، که به عنوان "مارگول" نیز شناخته می‌شود
Word Forms
جمعmarigolds

جملات نمونه

She planted marigolds in her garden.

او گلهای گل ارغوانی را در باغ خود کاشت.

The marigold flowers added a pop of color to the bouquet.

گل‌های گل ارغوانی رنگی زنده به دسته گل اضافه کردند.

Marigolds are known for their pest-repelling properties.

گل ارغوانی به دلیل خاصیت دفع آفات شناخته شده است.

The marigold petals were used to make natural dyes.

از گلبرگ‌های گل ارغوانی برای تهیه رنگ‌های طبیعی استفاده می‌شد.

She wore a marigold-colored dress to the party.

او یک لباس به رنگ گل ارغوانی به مهمانی پوشید.

The marigold garlands decorated the entrance of the temple.

تاج گل‌های گل ارغوانی ورودی معبد را تزئین کرده بودند.

The marigold scent filled the room with a pleasant aroma.

بوی گل ارغوانی اتاق را با یک عطر دلپذیر پر کرد.

She brewed a cup of marigold tea for relaxation.

او یک فنجان چای گل ارغوانی برای آرامش درست کرد.

The marigold symbolizes passion and creativity in some cultures.

گل ارغوانی در برخی فرهنگ‌ها نماد اشتیاق و خلاقیت است.

He gifted her a bouquet of marigolds as a gesture of friendship.

او به عنوان نشانه دوستی، دسته گل گل ارغوانی به او هدیه داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید