marketplace

[ایالات متحده]/ˈmɑːkɪtpleɪs/
[بریتانیا]/ˈmɑːrkɪtpleɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بازار؛ ;بخش تجاری.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

online marketplace

بازار آنلاین

global marketplace

بازار جهانی

digital marketplace

بازار دیجیتال

growing marketplace

بازار در حال رشد

competitive marketplace

بازار رقابتی

local marketplace

بازار محلی

جملات نمونه

a marketplace where entropy reigns supreme.

بازاری که آنتروپی در آن حاکم است.

The marketplace was where commerce was traditionally carried on.

بازار جایی بود که تجارت به طور سنتی انجام می‌شد.

The company found it hard to survive in a changing marketplace.

شرکت متوجه شد که زنده ماندن در یک بازار متغیر دشوار است.

The firm soon achieved complete dominance in the marketplace.

این شرکت به زودی به تسلط کامل در بازار دست یافت.

a marketplace for new ideas; the literary marketplace.

بازاری برای ایده‌های جدید؛ بازار کتاب.

The women stood in the marketplace, gossiping about this and that.

زنان در بازار ایستاده بودند و درباره این و آن صحبت می‌کردند.

The company has struggled to maintain its domination in the marketplace.

شرکت برای حفظ سلطه خود در بازار تلاش کرده است.

Green Giant, the food manufacturer, has something in the marketplace called Immunity Boost, which are microwaveable frozen vegetables.

شرکت تولید کننده مواد غذایی گرین جایت محصولی در بازار با نام ایمنی بوست دارد که سبزیجات منجمد قابل استفاده در مایکروویو هستند.

Fortunately, in foreign countries-grade COTS marketplace, domestic-grade business card printing and membership card making cots are beginning to electroanalgesia.

خوشبختانه، در بازارهای COTS با رتبه خارجی، دستگاه‌های چاپ کارت‌های تجاری و ساخت کارت‌های عضویت داخلی در حال شروع به الکتروانستزی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید