mazy

[ایالات متحده]/'meɪzɪ/
[بریتانیا]/'mezi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. هزارتو

عبارات و ترکیب‌ها

mazy corridors

راهروهای پیچ‌درپیچ

جملات نمونه

The mazy streets of the old town are perfect for getting lost in.

بازارهای پرپیچ‌وخم شهر قدیمی، مکانی عالی برای گم شدن هستند.

She navigated through the mazy forest with ease.

او به راحتی از جنگل پرپیچ‌وخم عبور کرد.

The mazy plot of the mystery novel kept me guessing until the end.

طرح پرپیچ‌وخم رمان معمایی من را تا پایان داستان در تعجب نگه داشت.

The mazy corridors of the old castle were filled with secrets.

راهروهای پرپیچ‌وخم قلعه‌ی قدیمی پر از راز بودند.

He found himself in a mazy situation with no clear way out.

او خود را در موقعیتی پیچیده و بدون راه حل واضح یافت.

The mazy network of tunnels beneath the city was used by smugglers.

شبکه‌ی پیچیده‌ی تونل‌های زیر شهر توسط قاچاقچیان مورد استفاده قرار می‌گرفت.

The mazy path led them deep into the heart of the jungle.

مسیر پرپیچ‌وخم آن‌ها را عمیقاً به قلب جنگل هدایت کرد.

The mazy journey through the mountains was both challenging and rewarding.

سفر پرپیچ‌وخم از میان کوه‌ها هم چالش‌برانگیز و هم پاداش‌بخش بود.

The mazy logic of the puzzle required careful thought to solve.

منطق پرپیچ‌وخم پازل برای حل آن نیاز به تفکر دقیق داشت.

She weaved through the mazy crowd to find her friends at the concert.

او از میان جمعیت پرپیچ‌وخم عبور کرد تا دوستانش را در کنسرت پیدا کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید