meanwhile

[ایالات متحده]/ˈmiːnwaɪl/
[بریتانیا]/ˈmiːnwaɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. در همان زمان; در این میان
n. زمان یا دوره در میان
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

in the meanwhile

در همین حین

جملات نمونه

Meanwhile we waited.

در حالی که ما منتظر بودیم.

meanwhile, I will give you a prescription for some pills.

در همین حال، من نسخه ای برای دارو به شما خواهم داد.

Meanwhile, life goes on.

در همین حال، زندگی ادامه دارد.

meanwhile folks, why not relax and enjoy the atmosphere?.

همینطور مردم، چرا استراحت نکنید و از حال و هوا لذت نبريد؟

Bolton, meanwhile, are keen on signing West Ham's Marlon Harewood.

بولتون، در همین حال، مشتاق به استخدام مارلون هرود از وستهم است.

Jane was writing a letter and meanwhile Pat was watching T.V..

جین در حال نوشتن نامه بود و در همین حال، پات تلویزیون تماشا می‌کرد.

steam for a further five minutes; meanwhile, make a white sauce.

بخار را به مدت پنج دقیقه دیگر بخار دهید؛ در همین حال، سس سفید درست کنید.

he has said little, meanwhile, about how he plans to live his life.

او تاکنون کمی گفته است، در همین حال، در مورد اینکه چگونه قصد دارد زندگی کند.

The court is deliberating; meanwhile, we must be patient.See Usage Note at meantime

دادگاه در حال مشورت است؛ در همین حال، ما باید صبور باشیم. برای اطلاعات بیشتر به بخش توضیحات در مورد meanwhile مراجعه کنید.

I hope to go to medical school eventually. In the meanwhile, I’m going to study chemistry.

امیدوارم که در نهایت به مدرسه پزشکی بروم. در همین حال، من شیمی خواهم خواند.

Meanwhile, gyroscope and odograph transfer course angle and distance respectively to the computer by serial port.

در همین حال، ژیروسکوپ و اودوگراف به ترتیب زاویه و فاصله مسیر را از طریق پورت سریال به کامپیوتر منتقل می‌کنند.

Meanwhile the sympatry and synchrony between pest and its natural enemies were analyzed.

در همین حال، همدردی و همزمانی بین آفات و دشمنان طبیعی آنها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

Meanwhile, the client"s assumpsit for breach of the agreement shall not exceed the maximum legal limit.

در همین حال، ادعای خواهان برای نقض قرارداد نباید از حداکثر حد قانونی تجاوز کند.

Meanwhile,fluid effect and vein pyromorphism in the course of fault development play a part in the thermal decomposition of carbonate rock.

همزمان، اثر سیال و پي‌رومورفیسم رگ در طول توسعه گسل، در تجزیه حرارتی سنگ کربنات نقش دارند.

Meanwhile, my tongue was busy searching out the hole where the tooth had been.

در همین حال، زبان من مشغول جستجو در سوراخی بود که دندان در آنجا قرار داشت.

Meanwhile,Americanism sets a heavy cultural foundation for American romanticism with its own national characteristics.

در همین حال، آمریکایی‌گرایی یک پایه فرهنگی قوی برای رمانتیسم آمریکایی با ویژگی‌های ملی خود ایجاد می‌کند.

Meanwhile, the disposable income of Gallatin residents compares very favorably to other places in the region.

در همین حال، درآمد قابل استفاده ساکنان گالتین در مقایسه با سایر مناطق منطقه بسیار مناسب است.

Meanwhile, the Nov. 11 preem for "Gem of the Ocean" came and went with no new August Wilson play on Broadway.

در همین حال، اکران اولیه 11 نوامبر "گوهر اقیانوس" بدون نمایشنامه جدید آگوست ویلسون در برادوی انجام شد و گذشت.

نمونه‌های واقعی

Meanwhile, hospitals are buckling under surging admissions.

در همین حال، بیمارستان‌ها در حال تحمل افزایش پذیرش‌ها هستند.

منبع: PBS Interview Social Series

Meanwhile, among aphids, losses are not a problem.

در همین حال، در میان کنه‌ها، تلفات مشکل نیست.

منبع: Insect Kingdom Season 2 (Original Soundtrack Version)

Meanwhile, commerce has ground to a halt.

در همین حال، تجارت متوقف شده است.

منبع: NPR News September 2015 Collection

Meanwhile, the filtered blood drains into the renal vein.

در همین حال، خون تصفیه شده وارد ورید کلیه می‌شود.

منبع: Osmosis - Urinary

Meanwhile, the faucet fills the apartment with water.

در همین حال، شیر آب آپارتمان را با آب پر می‌کند.

منبع: Friends Season 9

Turner, meanwhile, had been granted a great honour.

در همین حال، برای ترنر یک افتخار بزرگ قائل شدند.

منبع: The Power of Art - Joseph Mallord William Turner

Meanwhile, intensive care units, or ICU beds have started to run out.

در همین حال، بخش‌های مراقبت‌های ویژه یا تخت‌های ICU شروع به کمبود کرده‌اند.

منبع: Osmosis - COVID-19 Prevention

Meanwhile, species like tulips have to contend with narciclasine.

در همین حال، گونه‌هایی مانند لاله باید با نرسی‌کلازین مقابله کنند.

منبع: Scishow Selected Series

Meanwhile, many New Zealanders are visiting China.

در همین حال، بسیاری از نیوزیلندی‌ها از چین بازدید می‌کنند.

منبع: CRI Online April 2017 Collection

Meanwhile, mortgage rates have surged in recent weeks.

در همین حال، نرخ وام مسکن در هفته‌های اخیر افزایش یافته است.

منبع: NPR News July 2013 Compilation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید