mechanizes production
خودکارسازی تولید
mechanizes processes
خودکارسازی فرآیندها
mechanizes tasks
خودکارسازی وظایف
mechanizes labor
خودکارسازی نیروی کار
mechanizes operations
خودکارسازی عملیات
mechanizes systems
خودکارسازی سیستمها
mechanizes workflow
خودکارسازی گردش کار
mechanizes agriculture
خودکارسازی کشاورزی
mechanizes industry
خودکارسازی صنعت
the factory mechanizes the production process.
کارخانه فرآیند تولید را مکانیکی میکند.
automation mechanizes tasks to improve efficiency.
اتوماسیون وظایف را برای بهبود کارایی مکانیکی میکند.
he believes that technology mechanizes human labor.
او معتقد است که فناوری نیروی کار انسانی را مکانیکی میکند.
the new system mechanizes data entry.
سیستم جدید ورود دادهها را مکانیکی میکند.
she mechanizes her daily chores to save time.
او کارهای روزمره خود را مکانیکی میکند تا در زمان صرفهجویی کند.
they mechanize the farming process to increase yield.
آنها فرآیند کشاورزی را برای افزایش بازده مکانیکی میکنند.
the company mechanizes inventory management for better accuracy.
شرکت مدیریت موجودی را برای دقت بیشتر مکانیکی میکند.
modern technology mechanizes many aspects of life.
فناوری مدرن بسیاری از جنبههای زندگی را مکانیکی میکند.
he mechanizes his workflow to enhance productivity.
او گردش کار خود را برای افزایش بهرهوری مکانیکی میکند.
she mechanizes her workout routine for consistency.
او روتین تمرین خود را برای ثبات مکانیکی میکند.
mechanizes production
خودکارسازی تولید
mechanizes processes
خودکارسازی فرآیندها
mechanizes tasks
خودکارسازی وظایف
mechanizes labor
خودکارسازی نیروی کار
mechanizes operations
خودکارسازی عملیات
mechanizes systems
خودکارسازی سیستمها
mechanizes workflow
خودکارسازی گردش کار
mechanizes agriculture
خودکارسازی کشاورزی
mechanizes industry
خودکارسازی صنعت
the factory mechanizes the production process.
کارخانه فرآیند تولید را مکانیکی میکند.
automation mechanizes tasks to improve efficiency.
اتوماسیون وظایف را برای بهبود کارایی مکانیکی میکند.
he believes that technology mechanizes human labor.
او معتقد است که فناوری نیروی کار انسانی را مکانیکی میکند.
the new system mechanizes data entry.
سیستم جدید ورود دادهها را مکانیکی میکند.
she mechanizes her daily chores to save time.
او کارهای روزمره خود را مکانیکی میکند تا در زمان صرفهجویی کند.
they mechanize the farming process to increase yield.
آنها فرآیند کشاورزی را برای افزایش بازده مکانیکی میکنند.
the company mechanizes inventory management for better accuracy.
شرکت مدیریت موجودی را برای دقت بیشتر مکانیکی میکند.
modern technology mechanizes many aspects of life.
فناوری مدرن بسیاری از جنبههای زندگی را مکانیکی میکند.
he mechanizes his workflow to enhance productivity.
او گردش کار خود را برای افزایش بهرهوری مکانیکی میکند.
she mechanizes her workout routine for consistency.
او روتین تمرین خود را برای ثبات مکانیکی میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید